شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢٦ - ١ ـ كرامتى از حاج سيد على قاضى
كرامات مقرّبين
١ ـ كرامتى از حاج سيد على قاضى
استاد بزرگوارم مرحوم آيت اللّه حاج شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى ، كه ساليانى فقه و اصول استدلالى را از محضر پرفيضش استفاده كردم ، در عيادتى كه چند ماه پيش از رحلتشان از ايشان داشتم و در آن عيادت از حضرتش درخواست كردم اگر كرامتى از استادش عارف باللّه مرحوم حاج سيد على قاضى به ياد دارند برايم بازگو كنند فرمودند :
شبى همراه با چند تن از تربيت شدگان استاد ، در معيت استاد ، به مسجد كوفه براى عبادت و مناجات و راز و نياز رفتيم . در كنار استاد به عبادت مشغول شديم و با حضرت بى نياز به راز و نياز پرداختيم . پس از پايان كار چون آماده ى بيرون رفتن از مسجد شديم ، ناگهان مارى بسيار خطرناك و وحشت زا نزديك جمع ما حاضر شد . جمع دوستان به جز استاد كه در آرامشى عجيب قرار داشت به وحشت افتادند و در ترسى سخت فرو رفتند ; استاد ، با همان آرامش و طمأنينه مخصوص به خود رو به مار كردند و گفتند : اى مار بمير . مار چون چوبى خشك ، بى جان و بى حركت برجاى ماند و ما هم با آرامشى كه به دست آورديم به طرف بيرون مسجد حركت كرديم .
چون چند قدم دور شديم يكى از دوستان براى اطمينان يافتن از اين واقعه كه آيا مار در حقيقت با خطاب استاد مرده يا نه به عقب برگشت و با پاى خود به مار زد و مار را در حقيقت مرده يافت ، سپس به جمع ما پيوست و همه راه خود را به سوى نجف ادامه داديم ، ناگهان استاد رو به آن شخص كرد و فرمود : مار با خطاب من بى جان شد ، لازم نبود شما به عقب برگرديد و از اين واقعه تفحص و تحقيق كنيد و مرا امتحان نماييد كه آيا خطابم مؤثر افتاد يا نه !!