شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٣٦٢ - داستانى شگفت و حيرت آور از پرده پوشى
بايد يقين داشته باشد كه حضرت او ، هرگز بنده ى گنهكار تائب را رسوا نمى كند . و ستّاريت او تا جايى است كه درباره ى محاسبه ى بعضى از بندگانش فرموده است : من خود به حساب آنان رسيدگى مى كنم ، كه حتى نزد پيامبر رحمتم ، كه بى اندازه به امت رؤف و مهربان است ، گناهانشان افشا نشود ، تا نزد او خجل و شرمسار گردند .
امام چهارم (عليه السلام) در دعاى ابوحمزه بخشى از صفات خدا را به اين صورت
بيان مى كند :
سَتّارُ العُيُوب ، غَفّارُ الذُّنُوب ، عَلاَّمُ الغُيُوب ، تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ العُقُوبَةَ بِحِلْمِكَ .
« پوشاننده ى عيب ها ، آمرزنده ى گناهان ، داناى نهان ها ، گناه را به بزرگواريت مى پوشانى و عقوبت را به بردبارى ات به تأخير مى اندازى » .
بعضى از بندگان حق ، با اينكه وجودى محدود دارند ، اخلاق پرده پوشى آنان نسبت به عيوب ديگران چنان قوى بوده كه انسان از شنيدن داستان هاى پرده پوشى آنان غرق در حيرت و تعجب مى شود ، پس خداى مهربان كه وجودش بى نهايت و نامحدود است ، در پرده پوشى و ستّاريّت چگونه است ؟!
يعقوب پيامبر ، در اصرارى كه به يوسف براى بيان ستمى كه برادرانشان به او روا داشتند جوابى جز اين نشنيد كه گفت :
( . . . عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ . . . )[١] .
« اى پدر ، خدا از آنچه اتفاق افتاد درگذشت و چشم پوشيد » .
داستانى شگفت و حيرت آور از پرده پوشى
درباره ى ابو عبدالرحمن ، حاتم بن يوسف اصمّ كه از بزرگان خراسان بود و در علم ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
١ ـ مائده : ٩٥ .