شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٦٩ - رحمت و لطف خدا به جوان زمان داود
مى آيد ، پس با پدران ناسپاسشان مدارا مى كنم تا مؤمنان از صلب آنان به دنيا آيند ، وقتى مؤمنان به دنيا آمدند در صورتى كه پدرانشان توبه نكرده باشند عذاب را بر آنان مقرر مى دارم . و اگر نه اين بود و نه آن ، آنچه از عذاب در آخرت براى آنان آماده كرده ام بزرگ تر است از آنچه تو براى آنان مى خواهى .
اى ابراهيم ! مرا با بندگان خود واگذار كه منم بردبار و دانا و حكيم و جبار ، به دانايى خود زندگى آنان را تدبير مى كنم و قضا و قدرم را بر آنان جارى مى سازم[١] .
حقيقتى شگفت
در كتاب باعظمت « علم اليقين » محدث بزرگ فيلسوف و حكيم و عارف كم نظير حضرت فيض كاشانى آمده است :
بنده اى در قيامت بدى هايش بر خوبى هايش بچربد ، او را به سوى دوزخ برند ، از جانب حق به فرشته ى وحى جبرئيل خطاب رسد : بنده ام را درياب ، از او بپرس در دنيا با علما نشسته تا به شفاعت ايشان او را بيامرزم ؟ گنهكار گويد : نه . خطاب رسد : آيا سر يك سفره با عالمى نشسته ؟ گويد : نه . آيا در جايى كه عالمى نشسته بود نشسته ؟ گويد : نه . آيا با عالمى همنام است ؟ گويد : نه . خطاب مى رسد : آيا دوست كسى بوده كه عالم دوست بوده ؟ گويد : آرى . خطاب مى رسد : اى جبرئيل ! او را به لطف عميم بخشيديم ، مورد نوازشش قرار ده و به بهشت درآر .
رحمت و لطف خدا به جوان زمان داود
شيخ صدوق روايت مى كند : داود (عليه السلام) مجلسى داشت كه جوانى در آن شركت
[١] تفسير برهان : ذيل آيه ى شريفه ى ٧٥ انعام ، حديث ٩ .