شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤١٠ - يَا إِلَهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى ، أَتُرَاكَ مُعَذِّبِى بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ
« يَا إِلَهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى ، أَتُرَاكَ مُعَذِّبِى بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ »
يَا إِلَهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى ، أَتُرَاكَ مُعَذِّبِى بِنَارِكَ...
« وَبَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِى مِنْ مَعْرِفَتِكَ ، وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِى مِنْ ذِكْرِكَ »
« وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِى مِنْ حُبِّكَ ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِى وَدُعَائِى خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ »
« اى معبود و سرور و مالك من ! آيا اينگونه مى دانندت كه مرا به آتش دوزخ ( يا آتش فراقت ) عذاب مى كنى ، پس از آن كه به يگانگى ات اقرار كردم ، و پس از آن كه قلبم از نور معرفتت بر حقيقت توحيد پيچيده شده است ، و زبانم از ياد حضرتت به توحيد گويا شده است ، و باطنم از عشق و محبتت بر توحيد گره خورده و محكم و استوار شده است ، و پس از صداقت در اعتراف به توحيد و درخواست خاضعانه ام به پيشگاه ربوبيتت ؟! »
نه ، به ذات مقدست سوگند احدى از پيامبران و امامان و اوليا و عارفان و عاشقان و عابدان و زاهدان و تائبان اينگونه نمى دانندت كه مرا با اين حقايقى كه به توفيق خود به من عطا كردى به آتش دوزخ بسوزانى ، بلكه اينگونه مى دانندت كه مرا در قيامت به لطف خود بنوازى و به رحمتت دستگيرى كنى و از زشتى هايم درگذرى و در بهشت جايم دهى و با عاشقانت محشورم نمايى .