شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٤٥١ - فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِى وَمَوْلاَىَ أُقْسِمُ صَادِقاً ، لَئِنْ تَرَكْتَنِى نَاطِقاً
« فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِى وَمَوْلاَىَ أُقْسِمُ صَادِقاً ، لَئِنْ تَرَكْتَنِى نَاطِقاً ، »
« لاََضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الاْمِلِينَ ، وَلاََصْرُخَنَّ إِلَيْكَ »
« صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ ، وَلاََبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ ، وَلاَُنَادِيَنَّكَ »
« أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ ، يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ ، يَا غِيَاثَ » « الْمُسْتَغِيثِينَ ، يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ ، وَيَا إِلهَ الْعَالَمِينَ »
« پس اى سرور و مولايم ! به عزتت سوگند صادقانه مى خورم ، كه اگر مرا در سخن گفتن آزاد گذارى ، در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت ناله اى همانند ناله ى آرزومندان سر مى دهم ، و به درگاهت هم چون بانگ آنان كه خواهان دادرسى هستند بانگ بردارم ، و هر آينه به آستانت چون مبتلايان به فقدان عزيزان گريه كنم ، و با همه ى وجود ندايت مى كنم : اى سرپرست مؤمنان ، اى نهايت آرزوى عارفان ، اى فريادرس فريادخواهان ، اى محبوب دل هاى صادقان
و اى معبود جهانيان ، كجايى ؟ »
اين بخش از دعا مانند بخش گذشته ، مناجات و راز و نياز عاشق تائب و آگاه صادق ، به پيشگاه حضرت محبوب است ، تا نظر او را به خود جلب كند و وى را بر فرض اين كه مستحق دوزخ دانسته از دوزخ نجات دهد .
راستى كسى كه دچار عذاب است و سخت تر از عذاب ، گرفتار فراق است