شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ٢٩٢ - وَلاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ
چهارم : هنگامى كه فرشته ى مرگ آمد تا قبض روحت كند او را از خود بران و هر گناهى كه خواستى انجام ده .
پنجم : زمانى كه مالك دوزخ مى خواهد تو را به دوزخ دراندازد ، تو وارد دوزخ مشو و هر گناهى خواستى انجام ده[١] .
آرى ، اگر انسان قصد فرار دارد چه بهتر كه از جهالت و نادانى به سوى دانش و معرفت ، و از سوى خبر و شنيده به جانب عيان و مشاهده ، و در نهايت از خلق به سوى حق فرار كند كه در اين فرار ، منافع دنيايى و آخرتى و رضوان الهى و سعادت ابدى نصيب انسان مى شود ، و در حقيقت اين فرار ، فرار از هواى نفس به سوى عقل و قلب و فرار از دنيا به آخرت و فرار از دوزخ به بهشت و نهايتاً فرار از شيطان به سوى خداست .
عاشقان را گر همه ملك جهان آيد به دست ^^^ ديده بر بندند از آن تا دلستان آيد به دست
پشت پا بر عالم هستى زنند از اشتياق ^^^ تا مگر دامان يار مهربان آيد به دست
دشت هجران را نمايند آبيارى ز اشك چشم ^^^ تا كه محصول وصال از بذر جان آيد به دست
گر كنار جوى چشم خود نشينى در بهار ^^^ عاقبت ديدار آن سرو روان آيد به دست
^ ^ ^
[١] بحار الانوار : ٧٥ / ١٢٦ ، باب ٢٠ ، حديث ٧ .