شرح دعای کمیل - حسین انصاریان - الصفحة ١٨٩ - داستانى شگفت از صدقه
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
الصَّدَقَةُ تَمْنَعُ سَبعِينَ نَوعاً مِن أَنْواعِ البَلاءِ أَهْوَنُهَا الجُذامُ وَالبَرَصُ[١] .
« صدقه هفتاد نوع از انواع بلا را از انسان باز مى دارد ، سبك ترينش جذام و پيسى است » .
و نيز آن حضرت فرمود : صدقه بپردازيد و بيمارانتان را با صدقه مداواكنيد ، مسلماً صدقه ناراحتى هاى زايل شدنى و بيماريها را دفع مى كند ، صدقه عمر شما و خوبيهايتان را مى افزايد[٢] .
داستانى شگفت از صدقه
مردى بنام عابد، از نيكان قوم موسى، سى سال از حضرت حق درخواست فرزند داشت ولى دعايش به اجابت نرسيد . به صومعه ى يكى از انبياى بنى اسرائيل رفت و گفت : اى پيامبر خدا ! براى من دعا كن تا خدا فرزندى به من عطا كند ، من سى سال است از خدا درخواست فرزند دارم ولى دعايم به اجابت نمى رسد .
آن پيامبر دعا كرد و گفت : اى عابد ! دعايم براى تو به اجابت رسيد ، به زودى فرزندى به تو عطا مى شود ، ولى قضاى الهى بر اين قرار گرفته كه شب عروسى آن فرزند شب مرگ اوست !!
عابد به خانه آمد و داستان را براى همسرش گفت ; همسرش در جواب عابد گفت : ما به سبب دعاى پيامبر از خدا فرزند خواستيم تا در كنار او در دنيا راحت بينيم ، چون به حد بلوغ رسد به جاى آن راحت ، ما را محنت رسد ، در هر صورت بايد به قضاى حق راضى بود . شوهر گفت : ما هر دو پير و ناتوان شده ايم چه بسا كه وقت بلوغ او عمر ما به پايان رسد و ما از محنت فراق او راحت باشيم .
[١] كنز العمال : ١٥٩٨٢ ; ميزان الحكمه : ٧ / ٣٠٣٦ ، الصدقة ، حديث ١٠٣٥٤ .
[٢] كنز العمال : ١٦١١٣ ; ميزان الحكمه : ٧ / ٣٠٣٨ ، الصدقة ، حديث ١٠٣٦٠ .