اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨١ - قانون تكاپوى ديالكتيكى طبيعت
است- و به عبارت ديگر حركت و تغيير بر طبق قانون مثلث- اثبات نفى نفى در نفى- يا موضوع ضد موضوع تركيب صورت مىگيرد- .
پل فولكيه مىگويد- سازش تناقضات در وجود اشياء- و همچنين در ذهن را هگل ديالكتيك مىنامد- روش ديالكتيكى شامل سه مرحله مىباشد- كه معمولا موضوع ضد موضوع تركيب مىنامند- تز آنتىتز سنتز ولى هگل اين سه مرحله را- تصديق نفى نفى در نفى مىنامد- .
ايضا پل فولكيه مىگويد- هگل مثلث موضوع ضد موضوع و تركيب را- اختراع نكرده است معاصرين وى- فيخته و شلينگ هم نظريات ما وراء الطبيعى خود را- بر آن اساس مىنهادهاند- [١]ولى هگل از اصل فوق به حداكثر استفاده نموده- و تنها وسيله توجيه واقعيت دانسته است- و سپس آنرا ديالكتيك نام نهاده- و همين باعث شده است كه اين كلمه- در نظر معاصرين دور از ذهن جلوه نمايد- زيرا تا كنون ديالكتيك عبارت بود- از فن اثبات و فن انكار [٢]كه هر دو- مبتنى بر اصل عدم اجتماع ضدين مىباشد- ولى هگل ديالكتيك را به صورت- ائتلاف ضدين در مىآورد - .
ديالكتيك هگل در عين اينكه يك نظر فلسفى است- يك نظر منطقى است يعنى در عين اينكه- ماهيت و واقعيت اشياء را توجيه و توصيف مىكند- قانون فكر را نيز بيان مىنمايد هگل معتقد است- هر چه ذهن است واقعيت است- و هر چه واقعيت است ذهن است- يعنى به نوعى تطابق ميان ذهن و واقعيت معتقد است- هگل مىگويد انديشه از اين لحاظ ديالكتيك دارد كه- ديالكتيك واقعيات را توصيف مىكند - .
[١] مقصود اينست كه نام آن را ديالكتيك نمى نهادند .هگل اول كسى است كه اين نام را بر آن نهادند.
[٢] مقصود از فن اثبات اصطلاح سقراط در اين كلمه است و مقصود از فن انكار اصطلاح ارسطو است و هر دو قبلا توضيح داده شده.