اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣١٠ - اقسام جوهر
بسيط شمرده- و موضوعى غير واقعى برايش اثبات مىكند- چنانكه مثلا ما با نظر ساده امثال خانه و فرش و صندوق- و ماشين و غير آنها را واحدهاى جوهرى شمرده- و آثار و خواصى از براى آنها مىپنداريم- و پس از بررسى روشن مىشود كه چنان نبوده است- اينجا است كه فلسفه بايد از نظريات علمى- استمداد جسته و از نتايج كنجكاوى آنها- كه خواص اشياء را تشخيص مىدهند استفاده كرده- و از براى خواص حقيقى موضوعات حقيقى اثبات كند- زيرا تشخيص خواص اجسام وظيفه علم است- نه وظيفه فلسفه- .
پس مىگوئيم طبيعيات و رياضيات قديم- ١ عناصر و اصول اوليه تركيبات جسمانى را- به استثناى اجسام فلكى چهار تا مىدانست- آتش هوا آب و خاك- ٢ افلاكى كه داراى اجرام كوكبى بودند اثبات مىكرد- ٣ مواليد سهگانه كه انسان و حيوان و نبات باشند- يافته بود غير از تركيبات معدنى و كائنات جو- مانند شهابها و ابر و برف و تگرگ- و از اين روى فلسفه نيز از براى هر يك از آنها- صورت نوعى جوهرى جداگانه اثبات مىكرد- مانند صور عنصرى صور فلكى و كوكبى- صور نباتى صور حيوانى و صوت انسانى- .
ولى پيشرفت تازه علوم اين بساط را برچيده- و بساطى تازه گسترده است- ١ چهار عنصر كهنه تجزيه شده- و تا كنون عناصر بسيارى پيدا شده- ٢ به ثبوت رسانيده كه افلاكى در وجود نبوده- و حركتهاى مشهود آسمانى بيشترشان از آن زمين بوده- و ستارگان نيز از عناصرى كه زمين را به وجود آوردهاند- تركيب يافتهاند- ٣ عناصر را