اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦٧ - آيا نسبت به مجموعه عالم چه مىتوان گفت
آيا نسبت به مجموعه عالم چه مىتوان گفت
حدوث عالم از مسائلى است كه- از زمان باستان ميان دانشمندان بشر مورد گفتگو بوده- و هميشه دو دسته از آنان را كه مثبت و نافى بودهاند- به خود مشغول داشته است و ما تا اندازهاى كه- از اين بحث در اين مقالهها مىتوان گنجانيد- در مقاله ١٤ مورد كنجكاوى قرار خواهيم داد- و در اينجا تنها شالوده سخن را در دو مقام ايراد مىكنيم- .
١-جهان طبيعت حادث على است زيرا همه جهان ماده- در عين اينكه كثرتى به حسب اجزاء دارد- يك واحد حقيقى است- و چون عين حركت و تغيير و تحول مىباشد- ناچار هستى آن از خودش سرچشمه نمىگيرد- زيرا چون ذات و هويتش با بود و نبود تغيير مىپذيرد- و اتفاقى نيز در كار نيست خودش خودش را ايجاد نكرده- و ناچار علتى جز خود دارد كه وجود ضرورى وى- وجود ضرورى جبرى جهان را پيدايش مىدهد- و هستى ضرورى علت تامه- مقدم بر وجود ضرورى معلول است- در نتيجه جهان طبيعت حادث على است- .
٢-جهان طبيعت حادث زمانى است- زيرا پيكره زمانى كه گهواره جهان طبيعت شمرده مىشود- چنانكه گفته شد هر قطعه از آن- نسبت به قطعه پيشين خود حدوث زمانى دارد- زيرا فعليتش مسبوق است- به امكانى كه در قطعه پيشين موجود است- و همين مقدم بودن قطعه پيشين نيز- مستند به همان امكان نامبرده مىباشد- پس همين امكان نسبت به فعليت نامبرده- چنانكه تقدم زمانى دارد قدم زمانى