اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
........... .
بگوئيم طبيعت عين شدن است- چيزى بايد باشد تا چيز ديگر بشود- و يا چيزى هست كه همواره مىشود شدن نظام خاصى دارد- يعنى هر چيزى صلاحيت و استعداد تبديل به هر چيز را ندارد- فقط استعداد تبديل به شىء يا اشياء معينى را دارد- و به اصطلاح فلسفى هر موجود بالفعلى- استعداد هر حالت و هر صورتى را در آينده ندارد- بلكه استعداد يك صورت معين را دارد- مثلا گندم استعداد انسان شدن يا مرغ شدن ندارد- فقط استعداد بوته گندم شدن دارد- و از آن طرف هر حالت و صورت مفروض آينده- امكان اينكه بدون ماده قبلى به وجود آيد- يا امكان اينكه از هر مادهاى- و در هر مادهاى به وجود آيد ندارد مثلا بوته گندم- يا كودك انسانى كه در آينده بايد موجود شود- امكان اينكه از دانه جو يا تخم مرغ به وجود آيد ندارد- بلكه فقط امكان پيدايش از ماده مخصوصى را دارد- .
پس در هر مادهاى كه صورتى را مىپذيرد- صفت مخصوصى وجود دارد و آن عبارت است از- استعداد و قوه آن صورت- و چون اين استعداد صفت آن ماده است- آن ماده را حامل آن استعداد مىنامند- اين استعداد و اين قوه در ماده ديگر وجود ندارد- آنچه در ماده ديگر وجود دارد- استعداد و قوه ديگرى است- .
از اينجا روشن مىشود كه- ميان حاضر و آينده ارتباط برقرار است- به اين معنى كه چنين نيست كه ميان آنچه هست- و آنچه خواهد بود هيچگونه پيوندى وجود ندارد- و همه آن چيزهائى كه هستند- با همه آن چيزهائى كه خواهند بود- رابطه و نسبت متساوى دارند و آن اينكه- هيچكدام از آنها با هيچكدام از اينها نسبت ندارد- بلكه بر عكس ميان هر قسمت از آنچه هست- و هر قسمت از آنچه خواهد بود- بلكه ميان هر فرد از آنچه هست و هر فرد از آنچه خواهد بود- ارتباط و مناسبت خاصى برقرار است- يك چيز خاصى كه هست- فقط يك چيز خاصى كه خواهد بود مىشود- نه هر چيزى از آنچه خواهد بود- و همچنين يك چيز خاص از چيزهائى كه خواهد بود- فقط در يك چيز خاص از چيزهائى كه هست زمينه دارد- نه در همه آن چيزهائى كه هست- .