اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٤ - توضيح مفهوم حركت عمومى
.............. .
تنوع پديد نمىآمد- پس قوههاى مختلفى بر ماده حكومت مىكند- آن قوهها چيست جوهر است يا عرض- به عبارت ديگر خود آن قوهها چه حالتى دارند- در اينجا ابتداء دو فرض فقط وجود دارد- ١-آن چيزى كه به نام قوه وجود دارد و مبدا آثار است- موجودى است صد در صد مستقل و خارج از ماده و جسم- ولى همراه جسم به عبارت ديگر- چنين فرض كنيم كه عنصرى مغاير با عنصر ماده- ولى همراه و در كنار ماده وجود دارد- اوست كه ماده را از حالت يكنواختى- و همسانى خارج مىكند- .
اين نظريه با دلائل زيادى رد شده است- خواه آن عنصر را ارادهاى ما فوق الطبيعى بدانيم- و يا چيز ديگر اين نظر نوعى ثنويت است- نظير ثنويت دكارتى- ولى در تمام اشياء و موجودات طبيعت- .
٢-اينكه آن چيزى كه به نام قوه وجود دارد- و مبدا اثر است متحد با ماده است نه خارج از آن- و صرفا مقارن با آن- .
اين نظريه نيز به نوبه خود به دو نحو قابل طرح است- الف قوه عرض است و قائم به ماده- و قهرا به منزله خاصيتى از خواص ماده است- .
ب قوه جوهر است و متحد با ماده است- [١]و نسبت ماده و قوه نسبت نقص و كمال است- يعنى ماده در مرتبه ذات خود كمالى وجودى پيدا مىكند- و به موجب آن كمال جوهرى مبدا آثار مخصوص مىگردد- كمالات جوهرى مادى به صور گوناگون پيدا مىشود- و به همين دليل ماده به حسب
[١] قائلين به جوهريت قوه قائل به تركب ماده و قوه شدند و در مرحله بعد اختلاف كردند كه آيا تركب انضمامى است و يا اتحادى بحث در نحوه تركب در دورهاى متأخرتر از خواجه نصير الدين در ميان حكماى اسلامى مطرح شد و نظر سيد صدر شيرازى و صدر المتألهين بر تركب اتحادى ماده و قوه است و اين بحث بسيار بحث مفيدى است .البته بحث حكماى اسلامى در باره تركب ماده و صورت است و صورت چون اعم است از صورت جسميه و صورت نوعيه قهرا بحث ماده و قوه(صورت نوعيه)نيز در ضمن هست .