اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٧ - اشكال
............ .
بوده است- كه حقيقت جسم چيست- و جسم از چه تشكيل مىشود- آنچه مسلم است اينست كه- ما در مقابل خود اجرامى مىبينيم كه محسوس و ملموس- و داراى ابعاد سهگانه طول و عرض و عمق مىباشند- آيا اين اجرام و اجسام همانطور كه به حس در مىآيند- يك واحد واقعيت مىباشند يا چنين نيست- و آنچه واقعيت دارد- با آنچه به حس در مىآيد متفاوت است- در اين موضوع سه نظريه اصلى و اساسى وجود داشته است- .
الف نظريهاى كه از دوره ارسطو به بعد- اكثريت قريب به اتفاق فلاسفه- تا عصر جديد آنرا پذيرفتهاند- و در اصطلاح فلاسفه اسلامى- به عنوان نظريه جمهور حكما معروف است- طبق اين نظريه اجسام و اجرامى كه محسوس مىباشند- از قبيل آب و هوا و آتش هر كدام يك واحد واقعيت است- داراى ابعاد طول و عرض و عمق- همچنانكه در حس مىآيند- .
ب نظريه ذيمقراطيس - طبق اين نظريه اجسام و اجرام محسوس- تشكل يافتهاند از مجموعهاى از ذرات بسيار ريز- غير محسوس و غير قابل شكستن ذرات صغار صلبه- به عقيده ذيمقراطيس هر جسمى كه- به وسيله شكستن يا بريدن و غيره دو تا مىشود- در واقع به اين صورت است كه- ذراتى كه در كنار هم قرار داشتند از يكديگر دور مىشوند- ولى طبق نظريه جمهور حكما- وقتى كه جسمى را دو قسمت مىكنيم- واقعا يك واحد واقعى را تبديل به دو واحد مىكنيم- [١]و نيز طبق نظريه ذيمقراطيس - خود ذرات تشكيل دهنده اجسام محسوس- نشكن و غير قابل تقسيم مىباشند- يعنى منقسم شدن و دو پاره شدن آنها محال است- بر خلاف نظريه ديگران كه- واحد جسم هر اندازه ريز و كوچك باشد- خاصيت قابليت انقسام از او سلب نمىشود- بنابر نظريه ذيمقراطيس - هر يك از ذرات تشكيل دهنده جسم- خود داراى طول و عرض و
[١] در اينجا دو مطلب است يكى اينكه جسم از نظر صورت جسميه يك واحد است و تبديل به دو دو واحد مىشود .ديگر از نظر صورت نوعيه است كه ملاك شخصيت هر جسم به شمار مىرود .در مورد ذى حياتها قطعا مطلب چنين است اما غير ذى حياتها چطور.