اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٧٦ - حدوث و قدم
كه اعداد مترتبهاى وجود داشته باشد- مثل علل و معلولات و يا صفات و موصوفات- و سلسلهاى از افراد مترتبه اجسام پشت سر يكديگر- و بالاخره مطلق مواردى كه- تسلسل امور مترتبه در آنجا صادق است- در اينگونه موارد اگر مبداى را مفروض بگيريم- قهرا بعضى از اين معدودات نسبت به آن مبدا مفروض- از بعضى ديگر اقرب خواهد بود- پس نسبت قرب و بعد و اقرب و ابعد به ميان مىآيد- و آنكه نسبت به ديگرى اقرب است مقدم است بر آن ديگرى- مثل صفوف مترتبه مامومين- و يا اجناس و انواع مترتبه معقولات- .
در اينگونه موارد است كه عدد ترتيبى راه پيدا مىكند- اول دوم سوم و البته اوليت هر كدام- يعنى مبدا قرار دادن هر كدام بسته به فرض و اعتبار ما است- .
در تقدم بالرتبه يا اقربيت حد اقل سه عامل لازم است- مبدا مفروض فرد مقدم و اقرب و فرد مؤخر و ابعد- .
بعضى چنين پنداشتهاند مثل متن مقاله كه- در مطلق موارد تقدم و تاخر مفهوم قرب و بعد هم هست- و حال آنكه در غير موارد اعداد مترتبه- فرض قرب و بعد ظاهرا معنى ندارد- مثل مورد تقدم بالشرف و تقدم بالطبع- و اگر گفته شود در تقدم بالشرف و بالطبع هم- نسبت به ملاك يعنى شرف و وجود- مىشود مقدم و مؤخر و اقرب و ابعد فرض كرد- در جواب مىگوئيم كلا ما در مورد اعداد مترتبه- مثل علل و معلولات هرگز اين كار را نمىكرديم- و وجهى هم ندارد- .
حقيقت اينست كه تقدم بالرتبه- يك نوع اصيل از انواع تقدم نيست- آنچه در اين موارد يعنى مورد اعداد مترتبه هست- صرفا