اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٢ - توضيح مفهوم حركت عمومى
مىگويند- به بخار تبديل مىشود- .
چنانكه پيدا است در اين صورت- ارزش تاثير و تاثر از آن ماده بوده- و موضوع خاصيتدار همانا اوست كه- با شرايط مخصوصى اثر و خاصه ويژهاى را دارا مىباشد- در حالى كه پيش مردم خاصه از آن انسان و آب است- از ماده خبرى داشته باشند يا نه- .(٣٨) (٣٨)يكى از مسائل اساسى كه جهان بينى قديم و جديد را- از يكديگر كاملا متمايز ساخته است مسئله صور نوعيه است- اين مسئله در كمال اهميت است- براى توضيح مطلب لازم است مقدمهاى ذكر كنيم- چنانكه مىدانيم قدما موجودات جهان را- به طرز مخصوصى تقسيمبندى مىكردند- از نظر آنها موجودات موجودات ممكن الوجود- منقسم مىشوند به جوهر و عرض تمام جوهرها يك مقولهاند- يعنى در يك ما به الاشتراك ذاتى و ماهوى جمع مىشوند- ولى اعراض مجموعا نه مقولهاند- و هر مقولهاى با مقوله ديگر متباين است- .
جوهرها كه همه داخل در يك مقولهاند- و جامع ذاتى مشترك دارند اقسام و انواعى هستند- يعنى با آنكه در يك امر ذاتى و عام مشتركند- در يك سلسله امور ذاتى ديگر با يكديگر اختلاف دارند- مثلا جوهر منقسم مىشود به جسم و غير جسم- و جسم منقسم مىشود به نامى و غير نامى- و نامى منقسم مىشود به حيوان و غير حيوان- و حيوان منقسم مىشود به انسان و غير انسان از نظر قدما- اين تقسيمات مربوط است به ذات و ماهيت اشياء- يعنى همانطور كه ماهيت جوهر- غير از ماهيت هر يك از اعراض است- همچنين ماهيت جوهر جسم- با ماهيت جوهر عقل متفاوت است- چيزى كه هست جوهر جسم و جوهر عقل- در جزئى از ماهيت با يكديگر وحدت دارند- و همچنين ماهيت جسم نامى- با ماهيت جسم غير نامى متفاوت است و همينطور...- .
از نظر قدما انواع جوهرى- مختلف الذات و الماهيهاى در خارج وجود