اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦٥ - حدوث و قدم
معيت نيز وجود داشته باشد- چنانكه در تقدم و تاخر على و زمانى(١) گفته شد- كه معيت معنى ندارد- .
٤-هر متاخر يك نوع عدمى در مرتبه متقدم خود دارد- به عبارت ديگر با حدود وجودى و خصوصيات ذاتى خود- در مرتبه علت خود نيست
حدوث و قدم
ما نظريه گذشته را كه در نتيجه چهارم ايراد كرديم- در يك جاى ديگر نيز به كار مىبنديم- و آن مورد حدوث و قدم مىباشد- .
ما وقتى كه دو موجود را- كه زمان وجود يكى از آنها بيشتر از ديگرى باشد- مانند دو انسان پير و جوان دو ساختمان كهن و نو- دو رسم ديرين و تازه(٢)با هم بسنجيم- آنرا كه زمان بيشترى پيموده قديم- و ديگرى كه زمانش كمتر است حادث(٣)مىناميم- .
و با تحليل روشن مىشود كه- ما كارى كه در اين تشبيه انجام مىدهيم اينست كه- زمانى را كه به هر يك از اين دو موجود گنجايش مىدهد- گرفته و هر يك از آنها را به آن تطبيق مىنمائيم- و در نتيجه اين تطبيق- همه زمان نامبرده به موجود قديم اشغال مىشود- مانند ٧٠ سال مثلا كه عمر انسان پير است- در حالى كه زمان نامبرده با تطبيق موجود حادث- به دو جزء تهى و پر منقسم مىشود كه- جزء (١)يعنى در خور اجزاء زمان(استاد شهيد) (٢)اين تعبير حتى در مورد كهن و نوى- كه در دو زمان وجود دارند نيز به كار مىرود- پس معلوم مىشود ملاك چيز ديگر است(استاد شهيد) (٣)بلكه جديد يا حديث(استاد شهيد)