اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٠٣ - جوهر و عرض
عرض ماهيت تاليف نمىشود- فصل بايد بسيط باشد- از مجموع دو فصل ماهيت تاليف نمىشود- اينها و مانند اينها مسائلى هستند كه- در كتب منطق بيان شدهاند
جوهر و عرض
در مقاله پنجم گفته شد كه- ما گاهى كه خود نفس را با انديشه و حالات نفسانى خود- من ادراك اراده مورد توجه قرار دهيم- و هميشه اين مشاهده در ما موجود است- و سپس حال وجودى آنها را با همديگر بسنجيم- آشكارا خواهيم ديد كه وجود ادراك و اراده- با وجود نفس قائم است نه به عكس- .
يعنى ما نمىتوانيم انديشه خود را بى من تصور كنيم- ولى من بدون تصور انديشه خود قابل تصور است- با علم به اينكه اين وصف نه از اين راه است كه- تصور ما اينگونه است بلكه متصور ما اينگونه است- .
و به بيان ديگر وجود ادراك و اراده عين وجود نفس نيست- ولى خارج از وجود من نيز نمىباشد- اينها كه خواص و آثار خود نفس شمرده مىشوند- چيزهائى هستند كه وجود آنها در وجود نفس پيچيده- و منطوى بوده و نيازمند به وجود نفس مىباشند- يعنى دو گونه وجود است كه- يكى از آنها در تحقق خود محتاج به ديگرى است- كه او را مهد خود موضوع قرار داده و نام هستى را دارا شود- ما اين دو وجود را به نام جوهر و عرض مىناميم- .
پس جوهر مهيتى است كه وجودش قائم با خود بوده- و