اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٢ - توضيح مفهوم حركت عمومى
............... .
جهان- از نظر سير حكمت و فلسفه جديد يك امر قطعى است- و يا مخالفانى دارد بايد بگوئيم- نه تنها يك امر قطعى نيست- بلكه شكست اين فلسفه قطعى است- ماديين ابتدا به اين فلسفه چسبيده بودند- ولى بعد مجبور شدند آنرا ترك كنند- در ميان دانشمندان و فلاسفه اروپا- و خصوصا از نظر علوم زيستى اين مطلب تقريبا قطعى است- كه جهان را با توجيه مكانيكى نمىتوان تفسير كرد- امروز ديگر كسى ادعا نمىكند- ماده و حركت را به من بدهيد جهان را مىسازم- لايب نيتس يكى از فيلسوفانى است كه زود متوجه شد كه- عالم خلقت به اين سادگى نيست- و غير از بعد و حركت حقيقت ديگر در عالم هست- [١]هر چند خود او كه مى خواست جهان را- بر اساس ديناميسم توجيه كند قادر به حل مشكل نشد- .
اميل بوترو ١٩٢١ ١٨٤٥ يكى ديگر از اين كسان است- او نيز ادعا كرد كه موجودات جهان يكسان نيستند- و آنها را نمىتوان يك رشته پيوسته به يكديگر فرض نمود- جمادات حكمى دارند و نباتات حكمى ديگر- و حيوانات با هر دو متفاوتند- انسان هم براى خود خصايصى دارد- [٢]هر چند او نيز اساس فكر خود را- بر اساس نفى قانون عليت- و لااقل نفى ضرورت على و معلولى نهاد- و نظريه قابل توجهى ندارد- .
برگسون نيز مكانيسم را قادر به حل جريانات كيفى جهان- و بالاخص مسئله حيات نمىداند- .
بحث سوم اينست كه تلاقى فلسفه مكانيسم- با فلسفه اسلامى در چه نقطه است- آيا همچنانكه معمولا اروپائيان و كسانى مانند فروغى - كه تحت تاثير افكار آنها هستند پنداشتهاند- لازمه مكانيسم نفى عليت غائيه- و نفى قوه و فعل و حتى نفى خالق است- و لازمه انكار مكانيسم انكار قانون عليت- و لااقل انكار اصل ضرورت على و معلولى است به عقيده ما اينگونه طرز تفكر از اساس غلط است- مكانيسم تنها با يك
[١] سير حكمت در اوربا جلد ٢ ص ٨٤.
[٢] سير حكمت در اوربا جلد ٣ ص ٢٧٦-٢٧٥.