اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
و همه تحولات طبيعى در جهان طبيعت- به دليل تجربه و مشاهده قطعى روى همين قانون مىباشد- تخم سيب است كه مىتواند درخت سيب را بپذيرد- نه تخم انار و از درخت سيب تنها مىتوان ميوه سيب را چيد- نه ميوه ديگر و نه از درخت ديگر- مادهاى كه مىخواهد انسان شود بايد پيشتر حال پذيرش- و صفت امكان صورت انسانى را داشته باشد- و گر نه انسانى به وجود نخواهد آمد- پس در هر شكل و صورت وجودى كه پيدا مىشود- ماده ويژهاى بايد امكان آن را داشته باشد- و اين امكان خود يك امر وجودى(٤)است- كه پس اصل شدن كه در اين جهان است نظامى دارد- اين نظام از نظر فلسفى از نسبت خاصى كه- ميان مادههاى سابق و صورتهاى لاحق است- و در اصطلاحات فلسفى قوه و استعداد- و احيانا امكان استعدادى ناميده مىشود استنتاج مىشود (٤)از آنچه قبلا گفته شد معلوم گشت كه- هيچ چيز بدون استعداد قبلى به وجود نمىآيد- استعداد هر چيز تقدم زمانى دارد بر خود آن چيز- از طرفى مىدانيم استعداد- خود يك موجود جداگانه و مستقل نيست- كه به صورت يك شىء يا شخص خاصى عرض وجود كند- استعداد وصفى است كه در باره موجود خاصى صدق مىكند- پس موصوفى لازم دارد يعنى استعداد مستعد لازم دارد- پس يك چيزى بايد باشد كه- به اصطلاح فلاسفه حامل استعداد باشد- پس هر چيزى كه به وجود مىآيد لازم است كه- قبل از او استعدادش موجود باشد و هم لازم است كه- قبل از او يك شىء ديگر كه حامل استعداد او است موجود باشد- حامل استعداد همان است كه اصطلاحا ماده ناميده مىشود- اينست كه معنى جمله حكما كه مىگويند- كل حادث مسبوق به قوه و ماده تحملها- يعنى هر پديدهاى پيشى گرفته شده است به استعدادى- و مادهاى كه حامل آن استعداد است- .