اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٣ - توضيح ٢
هرگز محرك عين متحرك نمىشود- ششم زمان آن چنانكه در بحث زمان گذشت- تابع و از لوازم حركت است- .
توضيح ٢-
چندى است كه موضوع جهش به زبان دانشمندان افتاده- و با اينكه اين نام را با اهميت ويژهاى مىبرند- در تفسير آن جانب اين اهميت را مراعات نكرده- و در بحثهاى متفرقه كه پاى جهش به ميان مىآيد- در هر موردى با تعريف نسبتا محلى به تعبيرش پرداختهاند- و آنچه روى هم رفته از بيانات متفرقهشان در مىآيد- جهش به پيدايش ناگهانى يك پديده گفته مىشود- چنانكه طبيعت با فعاليت خود- تدريجا حوادثى را در دنبال همديگر مىزايد- و گاهى تدريج نامبرده يكباره بهم شكسته- و به طور ناگهانى پديدهاى خود نمائى كرده- و حركت را به يك مجراى تازهاى مىاندازد- مانند اينكه طبيعت در حركت و فعاليت خود- از يك مجرا جهيده و به مجراى ديگرى مىافتد- .
مثلا آب به واسطه ورود حرارت شروع به گرم شدن نموده- و تدريجا سطح حرارتش بالا رفته- به حركت اشتدادى خود ادامه مىدهد- ولى همينكه درجه حرارت به صد رسيد- ناگهان سير تدريجى حرارت را بهم زده- تبديل به بخار مىشود يعنى حركت كمى- تبديل به حركت كيفى مىگردد- .
مثال ديگر سال...ميلادى در آفريقا- در ميان يك رمه گوسفند كه به حال عادى مىزيستند- ناگهان و بى سابقه پشم يكى