اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣٨ - توضيح مفهوم حركت عمومى
............... .
حياتى- و مخصوصا از نظر اصالت نيروى حياتى- و حكومت و تصرف آن در ماده- و بالاخص قانون تكامل در جانداران- از نظر پيش بردن موجود زنده به جلو- به نحو ديگر بر اين مدعا شهادت مىدهند- ما هر اندازه مطالعات خود را در اين زمينهها توسعه دهيم- ماده استدلال ما از اين نظر تقويت مىشود- .
پايه فلسفى مطلب تحقيق در اين جهت است كه- اين آثار و خواص از وجود قوهها- و نيروهاى مختلف حكايت مىكند- آن قوه و نيروها نه به صورت جدا و مستقل- و عنصر برابر با ماده و يا به كلى خارج از طبيعت- مىتواند وجود داشته باشد- و نه به صورت يك عرض و خاصيت براى ماده- بلكه به صورت كمالى جوهرى و وجههاى عالى- از يك حقيقت كه يك وجهه و يك جهت- و يك روى آن جسم و بعد و جرم است- و در اين وجهه همه اشياء يك نواخت و همسانند- و يك وجهه و يك روى ديگر آن همان است كه- با قوه عقل و استدلال فلسفى وجود آنرا كشف مىكنيم- و البته حقيقت آنرا نمىتوانيم تشخيص دهيم- [١]همين قدر مىدانيم كه اين وجهه اشياء مختلف است- و مجموع اين دو وجهه جوهر واحدى را به وجود مىآورند- .
ضمنا اين مطلب بايد دانسته شود كه- از نظر حكما ملاك وحدت و شخصيت هر شىء- همان صورت نوعيه او است- يعنى او بودن هر چيز وابسته به صورت نوعيه است- ماده به خودى خود نمىتواند به صورت يك موجود متعين- و متشخص موجود شود- .
و اگر فرضيه آتميسم را نيز ضميمه كنيم- و آنگاه انكار صورت نوعيه را مطرح نمائيم- مطلب صورت عجيبى به خود مىگيرد- اولا مفهوم قضيه يا حمل همانطور كه در متن آمده است- به كلى عوض مىشود يعنى در هيچ قضيهاى- يك واحد مشخص پيدا نخواهيم كرد كه- محمول را به او نسبت
[١] حكما تقريبا اتفاق نظر دارند كه ماهيت صور نوعيه را نمى توان تشخيص داد و به همين جهت كشف ماهيت اشياء غير ممكن است فقط اين اندازه معلوم است كه ماهيتها مختلف است .