اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٨٩ - مقاله دوازدهم وحدت و كثرت
مقاله دوازدهم وحدت و كثرت
وحدت و كثرت اگر چنانچه به ادراكات و افكار ساده خود رسيدگى كرده- و توجه بنمائيم خواهيم ديد كه- پس از ادراك واقعيت جهانى خارج مقابل معقوليت- يكى از روشنترين قضايائى كه تصديق مىكنيم اين قضيه است- پديدههاى بسيارى در جهات هست- .
و قضيه ديگرى است كه- همان بسيار كثير از يكىها آحاد پيدا شده است- .
و با زبان ديگر مفهوم وحدت و كثرت را ادراك نموده- تصديق مىكنيم كه اين دو مفهوم در خارج مصداق دارند- و موجودند و با تعبير ديگر- مطلق موجود به دو قسم واحد و كثير منقسم مىشود- يعنى چنانكه مىگوئيم هر موجودى كه فرض شود- يا امكان دارد يا فعليت- و هر موجودى كه فرض شود يا علت است و يا معلول- همچنين مىتوانيم بگوئيم- هر موجود يا واحد است و يا كثير- پس به عهده فلسفه است كه از وحدت و كثرت نيز بحث كند- .
درست است كه ما در بيشتر احوال بجز وحدت و كثرت كمى- يك و چند كه عدد و واحد عددى است- به چيز ديگرى توجه نداريم- ولى با كمى دقت روشن خواهد شد كه- منشا اين توهم