اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٠ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
١-هر فعليتى پيش از پيدايش خود امكانى در ماده دارد- .
٢-امكان مزبور يك صفت و نسبت وجودى است- .
٣-نسبت وجودى فعلى دو طرف موجود فعلى مىخواهد- .
در اين هنگام بحث ما به بنبست منتهى مىشود- زيرا فعليت موجود پسين كه منشا آثار خارجى مىباشد- در ظرف خودش موجود و پيش از پيدايش خارجى خود- با ماده و در ماده موجود نيست- در حالى كه امكان وى در ماده موجود و بالفعل است- .(١١) پس ناچار يكى از اين سه نظريه خللى داشته- يا محتاج به توضيح مىباشد- البته در دو نظريه اولى نمىشود مناقشه نمود- نه مىشود گفت ماده امكان صورتهاى بعدى را ندارد- و نه مىشود گفت كه اين امكان موجود نبوده- و صرفا پندارى است و گرنه بايد هويت تحولى- و تدريجى جهان طبيعت را انكار كنيم- ولى اگر در نظريه سومى بيشتر دقيق شويم خواهيم ديد كه- فعليتى كه طرف نسبت ماده است و امكان در ماده دارد- تنها نيست بلكه فعليتهاى ديگرى نيز هم تراز- و (١١)خلاصه اشكال اينست كه- اگر بگوئيم امكان يك نسبت وجودى است- اين نسبت همواره قبل از خود شىء وجود دارد- و لازم مىآيد كه ميان موجود ماده موجود- و معدوم فعليتى كه در اين ظرف معدوم است- و در ظرف آينده موجود مىگردد نسبت برقرار مىشود- حال آنكه نسبت ميان موجود و معدوم محال است- درست مثل اينست كه بگوئيم ريسمانى داريم كه- يك سر آن الان در دست من است- و يك سر ديگرش در دست كسى است كه- صد سال ديگر وجود پيدا خواهد كرد- پس اينكه گفته مىشود هر آيندهاى با گذشته خاصى- و هر گذشته با آينده خاصى مرتبط است سخن درستى نيست- در جهان اگر رابطهاى وجود داشته باشد- همانا ميان موجوداتى است كه همزمان مىباشند