اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٧ - حركت و تكامل
........... .
نظير حركات مكانى و وضعى اشتدادى نيستند- مثلا هنگامى كه جسمى از نقطهاى به نقطه ديگر- انتقال مىيابد و يا به هنگامى كه به دور خود مىگردد- به هيچ نحو در مكان و يا وضع او افزايشى پيدا نشده است- پس صحيح نيست كه بگوئيم حركت مساوى با تكامل است- .
جواب اينست كه حركت مساوى با تكامل است- چيزى كه هست در حركات مكانى و وضعى- همواره دو جريان در كنار هم و همراه هم رخ مىدهد- و در نتيجه اشتداد رخ نمىدهد- آن دو جريان يكى تكامل است و ديگرى تنقص- توضيح اينكه جسم به واسطه بعد داشتن- هر گاه مىخواهد مكان يا وضع تازهاى را اشغال كند- و از حالت بالقوه يك مكان يا يك وضع- به حالت بالفعل آن مكان يا وضع در آيد- چارهاى نيست از اينكه مكان و وضع اول را رها كند- تا وضع و مكان جديد را حيازت نمايد- .
از نظر تحصيل و اكتساب- مكان جديد و وضع جديد تكامل است- ولى چون مكان سابق و وضع سابق را- مقارن با حيازت مكان و وضع جديد رها مىكند- خود بخود اشتداد صورت نمىگيرد- اشتداد هنگامى صورت مىگيرد كه- شىء ضمن حيازت حالت جديد حالت سابق را حفظ كند- اما اگر حالت سابق را در همان حال رها كند- در عين اينكه از لحاظ حالت جديد از قوه به فعل- و از نقص به كمال سير كرده است اشتداد نمىيابد- مجموعا مثل اينست كه در جا مىزند درست مثل اينست كه- صاحب سرمايهاى ضمن اينكه در روز- از يك معامله بخصوصى سود ويژهاى مىبرد- از معاملهاى ديگر همان مبلغ زيان كند- نتيجه اينست كه در ميزان سرمايه تغييرى پيدا نمىشود- يا مثل اينست كه- در ظرفى مقدار معينى آب متواليا بريزيم- و از يك مجراى خاص همان مقدار آب از آن طرف خارج شود- نتيجه اينست كه مقدار آب همواره ثابت خواهد بود- .
به هر حال هر جا حركت هست تكامل هست- ولى اگر حركت و تكامل در جوهر اشياء واقع شود- احيانا آثار خاصى از قبيل باز شدن گستردگى- تنوع انتظام توسعه و غيره پيدا مىشود