اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٩ - حركت و تكامل
........... .
چنانكه مىدانيم ارسطو به علل چهارگانه قائل است- مدعى است هر موجود طبيعى ناشى از چهار عامل است- فاعل غايت ماده صورت- در باره علل چهارگانه ارسطوئى سخنان زياد هست- مخصوصا در باره غائى- و در اينجا راه الهيون از ماديون جدا مىشود- بوعلى مىگويد- بحث در غايات عاليترين بخش فلسفه است - .
از طرف ديگر حكما براى حركت شش ركن قائل مىباشند- ١-ما منه مبدا- ٢-ما اليه غايت ٣-ما عنه فاعل ٤-ما به موضوع- ٥-ما فيه مقوله ٦-ما عليه زمان مىگويند- هر حركتى خواه ناخواه نيازمند به اين شش چيز است- در باره اين شش چيز بعد به تفصيل بحث خواهد شد- يكى از اين شش چيز غايت است- .
پس از يك طرف به عقيده ارسطوئيها- هر موجود طبيعى علت غائى دارد- خواه از طريق حركت به وجود آمده باشد و خواه از طريق ديگر- و از طرف ديگر خصوص حركت نيازمند به غايت است- .
و از آن رو كه ما در بحثهاى گذشته خود ثابت كرديم كه- حركت مساوى با تكامل است پس از نظر ما- بحث در غايت داشتن حركت- ضمنا بحث از هدفدارى تكامل نيز هست- و چون از نظر ما جهان طبيعت مساوى حركت است- پس بحث در هدف داشتن حركت و تكامل- عينا بحث از هدفدارى جهان است- .
البته اين نكته بايد روشن شود كه- در باره هدفدارى تكامل دو گونه بحث مىتوان انجام داد- ١-علمى