اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٥ - نظر فلسفه در باره جهش
و البته مترقب بودن و نبودن پيدايش چيزى- يك صفت ذهنى است كه- ذهن به واسطه نگران بودن و نبودن- و در حالت نگرانى به سر بردن و نبردن به شىء مىدهد- و چنين چيزى را وصف واقعى واقعيات نمىشود قرار داد- .
تنها مىماند انتقال سريع از حركتى به سوى حركت ديگر- و به زبان ديگر پيدايش سريع حركتى ميان دو حركت مخالف- كه آنها را به همديگر بسته و ارتباط بدهد- و البته اين معنى يك واقعيت تازه- زائد بر واقعيت حركت نيست كه فلسفه- كه از وجود اشياء به طور كلى بحث مىكند- او را مورد بحث قرار دهد- و از همين جا روشن خواهد شد كه- بحث جهش ارزش فلسفى ندارد- .[آرى جهش به معناى ديگر موضوعى است فلسفى- و گذشتگان فلاسفه گفتهاند- طفره در حركت محال است- و آن اينست كه متحرك- بى آنكه قطعهاى از قطعات حركت را بپيمايد- قطعه سابق وى را به قطعه لاحق پيوندد- مثلا حركتى كه مركب از ده قطعه مىباشد- قطعه اول را به قطعه دهم پيوند دهد- بى آنكه هشت قطعه وسطى را پيموده باشد- .
طفره محال است زيرا در مثال نامبرده- قطعه دهم داراى فعليتى است كه- امكان وى حسب الفرض در قطعه نهم مىباشد- و تحقق قطعه دهم بى قطعه نهم- مستلزم تحقق فعليتى است كه- پيش از خود امكان نداشته باشد- و امكانى هم كه در قطعه يكم موجود است- امكان قطعه دوم است نه دهم] [١]
[١] جملات داخل[كروشه]از شهيد استاد مطهرى است .