اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٦ - مقدمه
[مقدمه]
اين چند سطر آغاز مقاله اى است كه قرار بوده است مقدمه مقاله دهم قرار گيرد .همان طور كه از آخر اين سطور برمىآيد استاد شهيد فرصت تكميل آنرا نيافتهاند .
همان طورى كه عنوان مقاله حكايت مى كند اين مقاله مربوط به مسأله قوه و فعل و مسائل مربوط به آن از قبيل مسائل حركت و زمان و غيره است .بر خلاف مسأله علت و معلول كه گفتيم سابقه و قدمت زيادى دارد و اولين مسأله فلسفى است كه فكر بشر را به خود متوجه ساخته است مسأله قوه وفعل آنقدرها سابقه و قدمت ندارد و يك مسأله ارسطوئى است يعنى ارسطو بود كه فلسفه خويش را بر پايه تصور قوه و فعل گذاشت و در فلسفه خود بابى براى قوه و فعل در برابر علت و معلول و ضرورت و امكان و غير اينها باز نمود .به علاوه مسأله قوه و فعل در ميان فلاسفه جديد نيز چندان طرف توجه واقع نشده و به مسائل حركت نيز از دريچه قوه و فعل نظر نكردهاند .
قدماى اسلامى مسأله قوه و فعل را يكى از مسائل فلسفه اولى مىدانستند و در فلسفه اولى بابى براى قوه و فعل باز مى كردند همان طورى كه در كتبى مانند الشفا و...غير اينها مشهود است ولى مسائل حركت را به اعتبار اينكه حركت از لواحق جسم طبيعى است در طبيعيات مورد بحث قرار مىدادند ولى از ميان فلاسفه اسلامى صدر المتألهين به مناسبتى كه بعدا بيان خواهيم كرد تحقيق در ماهيت و نحوه وجود حركت و اقسام حركت را...