اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٣ - حركت و تكامل
با هم جمع مىشوند- و البته نبايد تصور كرد كه اين نظريه- ناقض قانون امتناع اجتماع نقيضين مىباشد- زيرا عدم و وجود مورد بحث ما- عدم و وجود تدريجى مىباشند- و عدم و وجودى كه اجتماع آنها بديهى الامتناع است- عدم و وجود مطلق مىباشند- و اين سخن با كمى تامل روشن مىشود- .(٢٥)
حركت و تكامل
تكامل پذيرفتن و به خود گرفتن كمال است- و كمال همان فعليتى است كه جسم در محيط فعاليت خود- به آن نائل مىشود و به عبارتى سادهتر- كمال افزايش و زيادتى است كه- يك موجودى در محيط هستى و وحدت خود به آن مىرسد- .(٢٦)مثلا انسان نوزاد كه از (٢٥)در همين مقاله ما بعدا- در باره اين مطلب بحث خواهيم كرد- قبلا در مقاله ١ و ٢ نيز مختصر بحث شده است (٢٦)بحث تكامل از مهمترين مباحث فلسفى است- اين بحث مخصوصا در فلسفه جديد مقام ارجمندى دارد- در قرن نوزدهم بعضى از فلاسفه مانند- هربرت اسپنسر انگليسى- پايه تحقيقات فلسفى خود را اصل تكامل قرار دادهاند- .
برگسون فرانسوى نيز- براى اصل تكامل اهميت فراوانى قائل شده است- .
كشف تبدل و تكامل انواع در زيست شناسى- و كشف تكامل اجتماع در جامعه شناسى سبب شد كه- اصل تكامل مقام شامخى در فلسفه و علوم حيازت كند- در فلسفه اسلامى كسانى كه قائل به حركت جوهريه مىباشند- براى اصل تكامل پايه و مرتبه عالى قائل مىباشند- اكنون بايد ببينيم حقيقت تكامل چيست- و آيا تكامل يك قانون عمومى جهانى است- يا پديدهاى است مخصوص بعضى از موجودات- .
مقدمتا بايد يادآورى كنيم كه مباحث گذشته- ما در اين مقاله گرد دو