اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٢ - يادداشتهاى تفصيلى
موضوع- در عين اينكه تركيب آنها نيز اتحادى است- بعيد نيست تعبير به حال و محل صحيح باشد- .
٣٢- صدرا در صفحه ٩٧ امكان استعدادى را منكر مىشود- و آن را چيزى غير از امكان ذاتى نمىداند- و حاجى در حاشيه مىفرمايد- كلام آخوند در امكان استعدادى مختلف و متناقض است- و بعيد نيست كه نظر آخوند با نظر ما- كه سابقا در نفى امكان استعدادى گفتهايم يكى باشد- و ما حتى امكان ذاتى را نيز انكار كرديم- و بعيد نيست چنانكه ظاهرا قبلا هم گفتهايم- اعتقاد به امكان استعدادى- از زادههاى اصالت ماهيت بوده باشد- .
٣٣-چگونه ممكن است كسى مركب انضمامى از ماده و صورت را- داراى مهيه نوعيه واحده بداند- و آيا امثال ابن سينا - كه تركيب ماده و صورت را انضمامى مىدانستند- چگونه اين مطلب را توجيه مىكردند- على هذا بر قائلين به تركيب انضمامى سه اشكال وارد است- يكى اينكه چون اين آقايان تركيب اتحادى را منكرند- هميشه ورود صورتى را ملازم با زوال صورت قبلى مىدانند- و در اين صورت تصور اين آقايان- از اجناس بعيده و فصول بعيده چيست- دوم اينكه صورت نوعيه چگونه با صورت جسميه جمع شده- و موجب زوال آن نشده- سوم اينكه چگونه ممكن است دو شىء انضمام يافته- ماهيت نوعى واحد را تشكيل دهند- و بايد گفت اشكال از آن طرف است- يعنى در اين جهت است كه عرض و موضوع- چگونه هر كدام داراى ماهيت مستقله شده- و هر يك تحت يك مقوله در آمدهاند- و حال آنكه لازمه وحدت عرض و موضوع اينست كه- داراى ماهيت واحد بوده