اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٧٥ - حدوث و قدم
زمانى- و اما بنا بر قول حكما مىتوان گفت كه- حدوث و قدم نوعى از تاخر و تقدم است- ولى اشكال وارد مىآيد كه- هر چند حدوث يك نوع تاخر وجودى است- ولى قدم نوعى از تقدم يا تاخر يا معيت نيست- بلكه قدم عدم تاخر زمانى يا عدم تاخر على است- و واضح است كه عدم تاخر زمانى غير از تقدم است- و لهذا شق ثالث براى حدوث و قدم فرض نمىشود- در حالى كه براى تقدم و تاخر شق ثالث فرض مىشود- و آن معيت است على هذا اگر ما بحث را- روى قدم و حدوث بياوريم مىتوانيم تقسيم حقيقى بكنيم- و بگوئيم شىء يا حادث است يا قديم- همان طورى كه مىگوئيم شىء يا واجب است يا ممكن- يا واحد است يا كثير يعنى حصر عقلى است- و تقسيم به لحاظ موجود فى نفسه است- و اما اگر تقسيم را روى تقدم و تاخر ببريم- و بگوئيم كه شىء يا مقدم است يا مؤخر- زيرا فرض تقدم و تاخر و معيت- مستلزم اينست كه شىء ديگرى را با هم در نظر بگيريم- مثل اينست كه بگوئيم شىء يا علت است يا معلول- و حال آنكه عقلا مانعى ندارد به حسب فرض اولى- كه شىء نه علت باشد و نه معلول نه اثر باشد و نه مبدا اثر- .
ولى چون در امور عامه ملاك انقسام عقلى نيست- بلكه ملاك اينست كه از عوارض موجود بما هو موجود باشد- صحيح است كه تقدم و تاخر را از امور عامه بگيريم- همان طورى كه عليت و معلوليت را مىگيريم- مسئله قابل تامل است- .
١٣-حكما يكى از اقسام تقدم را تقدم بالمرتبه- يا بالرتبه دانستهاند- مقصودشان از تقدم مرتبهاى يا رتبهاى اينست كه- در هر جا