اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
بريده پيش دوزنده ببريد- خواهد گفت از ده سانتيمتر پارچه پيراهنى در نمىآيد- بلكه دست كم براى پيراهن اشخاص معمولى- سه متر پارچه ضرورى است ده سانتيمتر پارچه را- تنها به صورت سينه بند يك نوزادى مىتوان در آورد مفهوم سخن دوزنده اينست كه- مادهاى پارچه كه براى دوختن يك پيراهن- به كار برده مىشود قبلا بايد يك صفت وجودى-(*) كه به واسطه آن شكل پيراهن به خود مىگيرد داشته باشد- .
و اگر فرضا در مثال بالا به جاى پارچه- يك ميز تحرير يا يك لوله آهنى پيش دوزنده برده- پيراهن بخواهيد خندهدار خواهد بود- .
اين وضع را درودگر با چوب و تخته كه ماده كارش مىباشد- و همچنين آهنگر با آهن و مكانيسين با ماشين- و مواد خام و...دارد- .
هر ماده كار هر صورت كار را نمىپذيرد- و هر راه به هر مقصد نمىرساند- بلكه يك مناسبتى ميان ماده كار و صورت كار لازم است- تا در زمينه آن ماده معين صورت معين را پذيرفته- و به خود بگيرد اين خاصه نه تنها در صنعت است- بلكه صنعت در بدرقه طبيعت(٣)اين خاصه را نشان مىدهد- .
پس اجمالا نتيجه مىگيريم كه- علاوه بر اينكه وجود ماده شرط است- هر مادهاى براى هر صورت صناعى كافى نيست- تا بشود مصنوع مورد نظر را از آن ساخت
(*)رجوع شود به پاورقى آخر مقاله صفحه ١٦١.
(٣)آنچه قبلا گفته شد يعنى لزوم ماده قبلى- و اينكه براى هر صورت- مادهاى مخصوص ضرورى است نه هر مادهاى- مخصوص صنعت نيست در طبيعت نيز جارى است- در طبيعت نيز براى به وجود آمدن يك صورت