اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١ - مقاله دهم قوه و فعل امكان و فعليت(١)
.......... .
مىگردد- راه تسلط بشر بر طبيعت هموارتر- و دائره فعاليت صناعى وى وسيعتر مىگردد- چنانكه از مقايسه ديروز و امروز زندگى بشر پيدا است- .
در صنعت يك مطلب بديهى يا شبه بديهى وجود دارد- و آن اينكه شرط اول به وجود آمدن يك مصنوع ماده است- يعنى يك چيزى بايد باشد- تا بشر بتواند او را به صورت دلخواه خود در آورد- بشر قادر نيست از هيچ چيزى بسازد- همه اختراعات بشر از نمونههاى ساده اوليه گرفته- مانند بيل و پارو و كارد تا نمونههاى عالى و فنى آن- از قبيل راديو و هواپيما و غيره- پارهاى از مواد موجود در طبيعت است كه- با دست بشر به اين شكل و صورت فعلى در آمده است- .
فلاسفه برهان عقلى اقامه مىكنند كه- در جريان طبيعت و در نظام زمان و مكان- پديد آمدن از هيچ محال است هر حادث و پديدهاى- به عقيده فلاسفه مسبوق است به ماده قبلى- پس اينكه بشر نمىتواند از هيچ يك چيز بسازد- مربوط به عجز و ناتوانى بشر نيست- بلكه اين كار فى حد ذاته محال و ممتنع است- طبق اين نظريه شرط اول پيدايش يك مصنوع- وجود ماده است اكنون ببينيم كه- صرفا وجود يك مادهاى هر چه باشد و هر قدر باشد- براى هر مصنوع و هر منظورى كافى است- يا اين نيز به نوبه خود حساب و نظامى دارد- .
واضح است كه بى حساب نيست- وجود يك ماده هر مادهاى و به هر اندازهاى- براى هر صورت صناعى كافى نيست- يك لوله آهن يا يك تحته چوب به درد پيراهن نمىخورد- همچنانكه دو متر پارچه را نمىتوان- به صورت يك در اطاق در آورد- هر يك يا چند نوع از مواد اين جهان- براى يك سلسله مصنوعات بخصوصى به درد مىخورد- براى پيراهن مادهاى از نوع پشم يا پنبه- يا ريشه علف يا مواد صنعتى لازم است- و براى در اطاق چوب يا آهن و شيشه مناسب است- بلكه پارچه نيز به نوبه خود- بايد از يك مقدار معين كمتر نباشد- يك پارچه ده سانتيمتر در ده سانتيمتر- براى پيراهن شدن كافى نيست- .