اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٧ - قانون تكاپوى ديالكتيكى طبيعت
ولى اگر حرارت را زياد يا كم كنيم- لحظهاى فرا مىرسد كه حالت ذرات آب در يك صورت- به بخار و در صورت ديگر به يخ مبدل مىگردد- [١](اصل جهش و تبدل حركت كمى به حركت كيفى- .) د ديالكتيك معتقد است كه- اشياء و پديدههاى طبيعت در داخل خود تضادهائى دارند- زيرا آنها داراى يك قطب مثبت- و يك قطب منفى يك گذشته و يك آينده مىباشند- همه آنها عناصرى دارند كه يا در حال رشد و نموند- و يا طريق نابودى و زوال را مىپيمايند- مبارزه اين تضادها يعنى مبارزه ميان قديم و جديد- يعنى مبارزه ميان آنكه مىميرد و آنكه به دنيا مىآيد- محتويات داخلى تكامل- و پيچ و خم تغييرات كمى است كه- به تغييرات كيفى تبديل مىشود از اين- رو ديالكتيك بر آن است كه- جريان تكامل پست به عالى نتيجه تكامل- و توسعه هماهنگ پديدهها نبوده بلكه بر عكس- در اثر بروز تضادهاى داخلى اشياء و پديدهها- و در طى يك مبارزه بين تمايلات متضاد- كه بر اساس آن تضادها قرار گرفته است انجام مىگيرد- لنين مىگويد ديالكتيك به معنى واقعى كلمه- عبارت است از آموختن تضادها در داخله ماهيت اشياء- اصل تضاد [٢] اكنون ببينيم در ديالكتيك هگل - مجموعا چه اصولى قابل توجه است و بايد بررسى شود- آنچه قابل توجه است مطالب ذيل است- ١-اصل وحدت و پيوستگى اشياء- و رابطه متقابل آنها با يكديگر- .
٢-اصل تغيير و حركت اشياء- .
٣-اصل تغيير و حركت در فكر به موازات حركت اشياء- .
[١] پس اشياء را به عنوان حركتهاى يكنواخت نمىتوان شناخت .
[٢] پس شناسائى واقعى آنگاه ميسر است كه فكر عدم امكان اجتماع ضدين را طرد كنيم .