اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٢ - ماده و صورت
نيز جنس و فصل داشته باشد جواب اينست- كه صورت از آن جهت كه بشرط لا و نوع بسيط اعتبار شده- ماخذ فصل نيست ماخذ نوع است- و از آن جهت كه لا بشرط اعتبار مىشود عين فصل است- .
و باز مىشود اينطور جواب داد كه- اينكه گفته مىشود كه فصول جواهر نوعى از جواهر نيستند- در فصول جواهر بسيطه است و اما فصول جواهر مركبه- خودشان قابليت اعتبار نوع شدن را دارند- ولى فصول اين فصول ديگر نوع نمىباشند- چون خودشان بسيطند نه مركب- .
البته يك مطلب هست و آن اينست كه- بنا بر تركيب اتحادى نسبت ماده و صورت- از قبيل دو جزء محدود و عرضى نيست- كه احدهما ديگرى را طرد كند- بلكه از قبيل نسبت مقيد با مطلق و محدود با نامحدود است- كه از يك طرف حد است و از طرف ديگر لاحدى- و لهذا اگر ماده را بشرط لا اعتبار كنيم- نوعى اعتبار كردهايم كه غير از حقيقت مركب است- و اگر صورت را بشرط لا اعتبار كنيم- نوعى را اعتبار كردهايم كه تمام حقيقت مركب است- و اساسا بايد گفت- حقيقت مركب را فقط صورت تشكيل مىدهد- و ماده سابقه داخل در صورت است- و اما ماده منضمه در قوام ماهيت مركب دخالت ندارد- همان طورى كه صدرا در اسفار و شيخ در شفا - به نقل اسفار گفته است اما حقيقت اينست كه- حتى اشكال اول و دوم نيز وارد نيست اما اشكال اول- به جهت آنكه بنا بر اثبات هيولى كه حافظ وحدت است- در فصل و وصل و قوه و فعل البته حقيقتى از حقايق است- و از همين جهت براى هيولى وحدت نوعى- و بلكه