اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٨ - يادداشتهاى تفصيلى
استعدادى- و موضوع استعداد مىكند- و آن همان راه معروفى است كه مىگويند- ممكن يا امكانش كافى است براى فيضان از علت- و يا كافى نيست الى آخره- و شايد اولين بار صاحب محاكمات - اين تقسيم را ابداع كرده و يا لا اقل- اين تقسيم را در مورد اثبات امكان استعدادى- و مسبوقيت حادث به ماده به كار برده- صدر المتالهين در مباحث امكان در فصل- اعلم انه قد يكون للمكن امكانان- از راه صاحب محاكمات - و در مباحث قوه و فعل در فصل كل حادث يسبقه قوه الوجود- از راه ابن سينا وارد شده حقيقت اينست كه- به دلائلى كه مىگوئيم راه صاحب محاكمات - و بلكه اصل آن تقسيم غلط است- و راه ابن سينا به بيانى كه خواهيم گفت قابل توجيه است- ولى بايد ديد آيا ابن سينا در فلسفه خويش- امكان استعدادى در مقابل امكان ذاتى قائل بوده- و اسمى از آن برده يا نه و به فرض اسم بردن- آيا امكان استعدادى را حقيقتى وجودى مىدانسته يا نه- .
٤٦ در باب امكان استعدادى چند مطلب مسلم سبب شده- كه بين او و امكان ذاتى فرق بگذارند- يكى اينكه امكان استعدادى قابل شدت و ضعف است- و موضوع استعداد به سبب او- قرب و بعد به مستعد له پيدا مىكند و ديگر اينكه- امكان استعدادى با تحقق ممكن معدوم مىشود- به خلاف امكان ذاتى اين دو خاصيت را بايد در نظر داشت- .
حالا مىگوئيم در باب استعداد و امكان چند نظريه است- ١ استعداد و امكان استعدادى يك كيفيت عرضى است- و يكى از اقسام كيفيات اربعه است- و اين عرض حقيقتش قوه بودن