اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٦ - يادداشتهاى تفصيلى
بعد از تقسيمى كه عنصر را مىكند- به اينكه عنصر يا بوحدته عنصر است يا با شركت غير...- در اواخر فصل به مناسبتى مىگويد- حق اينست كه عنصر من حيث هو عنصر- ماده من حيث هو ماده- در جميع موارد مذكوره نيست- مگر آنچه در ذاتش هيچ تحصلى جز تحصل قوه بودن نيست- فجهه كون العنصر عنصرا- سواء كان فى الدرجه الاولى من غير تخصص- او فى الدرجه الثانيه بسب انضمام ما يخصه- و اعتباره معه ليس الا العنصر الاول الذى هو بذاته...- .
آنچه در ضمن اين فصل استنباط مىشود- موافقت دارد با آنچه در فصل اقتران ماده و صورت- در مباحث ماهيت گفت كه قبلا بيان شد- و حاصل مطلب اينكه در ماده ثانيه نيز آنچه حامل قوه است- واقعا و بالذات همان هيولاى اولى است- و صورى كه ما آنها را جزء ماده فرض مىكنيم- واقعا ماده و حامل قوه نيستند- البته در اينجا اين سؤال باقى است كه- آيا آن صور واقعا جزء صورتند يا نه- و البته نمىتوانند نه جزء ماده و نه جزء صورت باشند- زيرا شىء واحد نمىتواند دو ماده- يا دو صورت مستقل داشته باشد- و بنا بر اينكه جزء صورت باشند به چه معنى است- آيا به اين معنى است كه آن صور بمرتبتها محفوظ است- و چون متقوم به صورت كامله هستند- به نحو كثرت در وحدت جزء صورت به شمار مىروند- و يا به اين معنى است كه- آن صور بمرتبتها محفوظ نيستند- بلكه بكماليتها محفوظ مىباشند- و اين مسئله عمده باب هيولا و صورت است- .
در صفحه ١٧٢- چندان مطلب تازهاى راجع به امكان استعدادى ندارد- .