اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢٥ - يادداشتهاى تفصيلى
قبل از حصول شرائط ممتنع الوجود لغيره مىباشند- ولى دانسته شد كه اين تقسيم از اول درست نيست- .
حاصل مطلب اينكه همان طورى كه- تقدم و تاخر موجودات در سلسله طولى- و مرتبه هر يك از آنها مقوم آنها است- و معلل به چيزى نيست تقدم و تاخر- و مرتبه موجودات در سلسله عرضى- و قوس صعودى نيز چنين است- در صفحه ١١٨ فصلى تحت عنوان- فى تحقيق اقتران الماده و الصوره منعقد كرده- و در ضمن آن فصل مىگويد- ماده در هر چيزى امرى مبهم و لا متحصل است- و تحصلى جز تحصل قوه بودن- اينكه مىشود چيز ديگر بشود ندارد- و مثلا خشب مستعد سرير شدن هست- ولى نه از جهت صوره خشبيه- زيرا او از اين جهت حقيقتى از حقايق است- و از اين جهت ماده چيزى نيست- و ماده بودنش فقط از جنبه صلاحيت سرير شدنش هست- و تعصى آن از چيز ديگر شدن مربوط به ماده نيست- بلكه مربوط به فعليت و صورتى است كه دارد- پس حقيقت خشبيه جهت نقصى دارد و جهت كمالى- از جهت نقصش ابائى ندارد از شدن هيچ چيز- و از جهت كمالش امتناع دارد كه كمال ديگرى بپذيرد- و از اين دو جهت و حيثيت تركيبى در ذات سرير پيدا مىشود- و مىگوئيم سرير مركب است از مادهاى و صورتى- و هم حقيقت خشبيه مركب است از ماده و صورتى- صورتش خشبيت است و مادهاش عناصر است- ولى از آن جهت كه عناصر ارض و ماء و غيرهاند- بل من حيث كونها مستعده بالامتزاج- لان يصير جمادا او نباتا او حيوانا...
در صفحه ١٦٧ تحت عنوان- فى العله العنصريه و اقسامها-