اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٩ - قانون تكاپوى ديالكتيكى طبيعت
در بر نداشته است- و اصل امتناع اجتماع ضدين و نقيضين مسلم بوده- و مورد گفتگو نبوده است- .
هگل در اصطلاحات خود- تناقض را وارد مفهوم ديالكتيك كرد- از نظر هگل تناقض شرط اساسى فكر و موجودات است- از نظر هگل ديالكتيك جريانى است كه- تمام هستى را در بر مىگيرد هم جريان فكر ديالكتيكى است- و هم جريان طبيعت و تناقض شرط اساسى اين جريان است- و به اين ترتيب ديالكتيك مفهوم جديدى پيدا كرده- از اين رو تاريخچه ديالكتيك منقسم مىشود- به قديم و جديد و مشخص اين دو دوره- قبول يا رد امتناع اجتماع ضدين نقيضين مىباشد- .
پل فولكيه در رساله ديالكتيك مىگويد- فرق ديالكتيك قديم [١]و ديالكتيك جديد- طرز بر خورد آنها با اصل اجتماع ضدين است- بنا بر ديالكتيك قديم اصل عدم اجتماع ضدين- قانون مطلق اشياء و ذهن است- يك شىء واحد نمىتواند- در عين حال هم وجود داشته باشد و هم وجود نداشته باشد- و اگر فكر انسان مجبور شود- متواليا دو عبارت متناقض را تصديق كند- يقينا يكى از آنها اشتباه است- بر عكس ديالكتيك جديد ضديت را- در اشياء مىداند و مىگويد كه- اشياء در عين حال هم هستند و هم نيستند- و اين ضديت را پايه و اساس فعاليت موجودات مىداند- و مىگويد كه بدون وجود اين ضديت- اشياء ساكن و بى حركت مىماندند- به همين دليل وقتى انسان مجبور مىشود- دو عبارت متناقض را تصديق كند- نبايد تصور كرد دچار اشتباه شده است- البته بايد اين ضديت را حل نمود- ولى هيچيك از ضدين را نبايد منكر شد - .
[١] اعم از ديالكتيك اثباتى سقراط و ديالكتيك انكارى ارسطو.