اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١١ - يادداشتهاى تفصيلى
خارج محمول از قبيل سنخيت فرض كنيم- و اين خود يكى از اشكالات امكان استعدادى است- اشكال مهم ديگر امكان استعدادى تسلسل است- زيرا اگر كيفيتى باشد عارض بر محل- مسبوق به امكان استعدادى قبلى است و هلم جرا- .
در اينجا مىگويند- سيب پس از سيب شدن ديگر سيب نمىشود- مگر اينكه صورت سيب موجود را از خود دور كرده- و با حركت و سير ديگرى دو باره سيب شود- بعد از سيب شدن امكان سيب شدن- كه يك صفت وجودى بود از بين رفت- و ناچار بعد از رفتن صورت سيب بايد گفت- امكان استعدادى دو مرتبه حادث مىشود- و به حكم قاعده كل حادث مسبوق به ماده و مده بايد بگوئيم- اين امكان استعدادى مسبوق به امكان استعدادى ديگرى است- و نمىتوان گفت كه امكان استعدادى دوم- در حال فعليت صورت سيبى موجود بوده- و علاوه اين امكان استعدادى دوم- در حال فعليت داشتن امكان استعدادى اول موجود نبوده- و بعد حادث شده و هلم جرا رجوع شود به نمره ٤٥- .
با آمدن صورت بعدى صورت قبلى از ميان مىرود- با آمدن فعليت درخت صورت تخم- كه امكان درخت را همراه داشت نيز از ميان مىرود- .
در اينجا بايد بحث كرد كه- اولا با از بين رفتن قوه درخت شدن- و فعليت تخم بودن چه چيزى باقى مىماند- كه حافظ وحدت باشد و ثانيا مقصود از بين رفتن در اينجا- آيا اينست كه حد و ماهيت صورت اولى از بين مىرود- به طورى كه به درخت سيب نمىشود