فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨١ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
پياده بودند، او را همراهى مىكردند. وقتى در فاصله ظهر تا عصر به كراع الغميم رسيدند، پيالهاى آب طلب كرد و آن را نوشيد و افطار كرد، سپس مردم هم با او افطار كردند. در آنجا گروهى بر روزه خود باقى ماندند، پيامبر(ص) آنها را عصيانگر ناميد. بايستى به آخرين فرمان رسول خدا(ص) عمل كرد.
اينها برخى از رواياتى بود كه ما آنها را براى نمونه ذكر كرديم. بديهى است كه ائمه اهل البيت(ع) يكى از آن دو چيز گرانبها هستند كه پيامبر ميان امت از خود به جاى گذاشت تا آنها را از گمراهى حفظ كنند؛ بنابراين سخن هيچ كس معادل و همسنگ سخن آنها نيست.
خوشبختانه روايات اهل سنت با اين روايات هماهنگ است كه ذيلاً برخى از آنها را ذكر مىكنيم:
١ ـ مسلم و بخارى در صحيحشان از جابر بن عبداللّه انصارى، نقل كردهاند كه:
كان رسول اللّه في سفر فرأى زحاماً و رجلاً قد ظلّ عليه. فقال: ما هذا؟ فقالوا: صائم. فقال: ليس من البرّ الصوم في السفر؛
رسول خدا(ص) در سفرى بود كه ديد مردم گرد فردى جمع شده، بر او سايه افكندهاند. پيامبر(ص) فرمود: اين كيست؟ عرض كردند: روزه دار است. پيامبر(ص) فرمود: روزه در سفر، نيك نيست.
در عبارت صحيح مسلم به جاى جمله اخير آمده است: «نيك نيست كه در سفر روزه بگيريد». (٣٢)
برّ در اصطلاح قرآنى، كار خوب و در مقابل گناه است. خداوند مىفرمايد:
{و تعاونوا على البرّ و التقوى و لاتعاونوا على الإثم و العدوان } ؛ (٣٣)
با يكديگر در نيكوكارى و تقوا كمك كنيد نه بر گناه و ستمكارى.
بنابراين اگر روزه گرفتن در سفر، برّ نيست پس گناه است و حكم گناه هم روشن است. اين سخن پيامبر(ص) هر چند در مورد مشقت شديد وارد شده است، اما ايشان قاعدهاى كلى را براى هر مسافر روزه دارى وضع كرده است، چه در مشقت باشد و چه نباشد. شاهدش اين
(٣٢) صحيح بخارى، ج٣، ص٤٤؛ صحيح مسلم، ج٧، ص٢٣٣.
(٣٣) مائده، آيه ٢.