فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
خالد بن وليد را به همراه دويست سوار به كمين رسول خدا(ص) فرستادند تا روى كوهها جلوى او در آيد. در بين راه، وقت نماز ظهر رسيد، بلال اذان گفت و رسول خدا(ص) با مردم نماز خواندند. خالدبن وليد گفت: اگر زمانى كه نماز مىخوانند بر آنها حمله كنيم حتماً پيروز خواهيم شد؛ زيرا آنها به هيچ وجه نمازشان را قطع نخواهند كرد، الآن نيز نماز ديگرى را بر پا خواهند كرد كه آن را از نورچشمانشان بيشتر دوست مىدارند، هنگامى كه مشغول نماز شدند، به آنها حمله خواهيم كرد. در اين هنگام جبرائيل با آيه {و اذا كنت فيهم فَأقمت لَهم الصّلاة } كه در مورد نماز خوف است بر رسول خدا(ص) نازل شد.
در روز دوم، حضرت رسول(ص) در حديبيه مستقر شدند. سپس به سوى حرم حركت كردند و در طول مسير از اعراب مىخواستند كه با ايشان سفر كنند ولى هيچ كس با ايشان همراه نشد. آنها مىگفتند: آيا محمد(ص) و اصحاب او مىخواهند به حرم داخل شوند در حالى كه قريش در وسط خانه هايشان با آنها جنگ خواهند كرد و آنها را خواهند كشت، محمد(ص) و ياران او هرگز به مدينه باز نخواهند گشت. در زمانى كه حضرت در حديبيه مستقر شدند، قريش از مكه خارج شدند در حالى كه به لات و عزّى قسم ياد كرده بودند تا وقتى كه چشمى از آنها پلك مىزند اجازه ندهند محمد(ص) وارد مكه شود. رسول خدا(ص) پيكى به سوى آنها فرستاد كه من براى جنگ نيامدهام و فقط براى انجام اعمالم آمدهام و قصد دارم قربانى خود را نحر كنم و گوشت آن را براى شما باقى گذارم. آنها نيز عروة بن مسعود ثقفى را كه مردى عاقل و خردمند بود ، به سوى رسول خدا(ص) فرستادند. او همان كسى است كه آيه شريفه {و قالُوا لولا نُزّل هذا القرآن على رجلٍ من القريتين عظيمٌ } ، ،زخرف، آيه ٣١» در مورد او نازل شده است. هنگامى كه نزد رسول اكرم(ص) آمد، اين امر را بزرگ جلوه داد و گفت: اى محمد(ص) قوم تو را ترك كردم در حالى كه ساختمانها را ترك و زنان و كودكان را خارج كرده بودند و به لات و عزّى قسم ياد