فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٠ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
حدّى كه جارى مىشود، هم تربيت مىكند آن كسى را كه حدّ خورده است و هم براى ملت خوب است». (٤٦)
در همين راستا ايشان به مسئولين خطاب مىكند كه زندانها را به يك مدرسه آموزش و تربيت اخلاقى مبدّل كنيد . (٤٧)
ولى اصلاح و تربيت تا جايى است كه فرد، گناهانى كه ديگر شايستگى حيات را نداشته باشد و قابليت تربيت را از دست دهد، مرتكب نشود كه در اين صورت مجازات و حدود الهى بدون سهل انگارى اجرا مىشود (٤٨)؛ البته اين مجازات نيز همان طور كه گفته شد، نوعى رحمت بر شخص است و موجب اين مىشود كه موجبات عذاب بيشتر خود را فراهم نياورد.
شبهه مريض بودن مجرم : عدهاى ضمن بحث از تربيت مجرم - همانطور كه در گذشته اشاره شد- با تمسك به اهميت آن، قائل به نفى پارهاى از مجازات ها شدهاند و بر اين باورند كه جرائم مختلف به ويژه جرائم بزرگى مانند قتل، از اشخاص عادى يا سالم سرنمى زند. قاتل حتماً از نظر روانى مبتلا به بيمارى است، و بايد معالجه شود و قصاص و ديگر مجازاتهاى سخت نمىتواند دواى چنين بيمارانى باشد.
در جواب بايد گفت : مسئوليت كيفرى در اسلام متوجه انسانى است كه عاقل باشد و اجراى هر يك از حدود نيز براى خود شرائطى دارد. لذا در بعضى موارد اين سخن صحيح است و اسلام هم در چنين صورتهايى مثل قاتل ديوانه يا مانند او حكم قصاص و يا سائر مجازاتها را قرار نداده است. اما نمىتوان مريض بودن قاتل را به عنوان يك قانون و راه عذر، بيان كرد؛ زيرا فسادى كه اين طرح به بار مىآورد و جرأتى كه به جنايتكاران موجود در اجتماع مىدهد براى هيچكس قابل ترديد نيست. اگر اين استدلال در مورد قاتل صحيح
(٤٦)صحيفه نور، ج١٩،ص١٩٣؛ ٨/٥/٦٤ ؛ همچنين آداب الصلاة،ص٢٣٦- ٢٣٧ ؛ صحيفه نور، ج١٩،ص ٨٤ ؛ ٢٠/٩/٦٣ .
(٤٧)صحيفه نور، ج١٨ ،ص ٢٣٧ ؛ ٢٢/١١/٦٢ .
(٤٨)صحيفه نور، ج١٢ ،ص ٢٥٥ ؛ ٢٩/٤/٥٩ .