فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
دليل چهارم: ذكر بيمار و مسافر در يك سياق
آيه مورد بحث، بيمار و مسافر را در يك سياق آورده و يك حكم براى آنها ذكر كرده و چنين فرموده است: {فعدة من أيّام أُخر } . اينك اين سؤال مطرح است كه آيا اين جواز و رخصت ؛ فقط در مورد مسافر است يا شامل هر دو گروه مىباشد؟
اگر فقط در مورد مسافر باشد، لازمهاش تفكيك حكم مسافر از بيمار است در حالى كه ظاهر آيه آن است كه اين دو گروه يك حكم دارند. بنابراين حكم كردن به جواز روزه نگرفتن براى مسافر ـ نه بيمار ـ با ظاهر آيه سازگار نيست.
اما اگر جواز شامل هر دو گروه باشد، آيا هيچ فقيهى مىتواند در مورد بيمارى كه روزه برايش ضرر دارد يا دشوار است، به جواز روزه حكم كند در حالى كه ضرر رساندن به خود در شريعت اسلام حرام است، همچنان كه به سختى انداختن خود در امتثال واجبات نيز در شريعت واجب نشده است و خداوند فرموده است:
{و ما جعل عليكم في الدين من حرجٍ } ؛ (٢١)
خداوند در مقام تكليف بر شما مشقت و رنج ننهاده است.
تا اينجا حكم مسافر و بيمار روشن شد و اينك حكم گروه چهارم:
٤ ـ ناتوان
گروه چهارمى كه خداوند در اين آيه وظيفه آنان را بيان كرده است كسانى هستند كه توان روزه نگرفتن را ندارند:
{و على الذين يطيقونه فديةٌ طعامُ مسكينٍ } ؛ (٢٢)
و كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست، عوض هر روز فديه دهند آن قدر كه فقير گرسنهاى سير شود.
مراد از ناتوان، پيرمرد و پير زنى است كه نمىتواند روزه بگيرد و يا در اثر روزه گرفتن
(٢١) حج، آيه ٧٨.
(٢٢) بقره، آيه ١٨٤.