فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٤ - فلسفه مجازات در اسلام(١) ابوالقاسم مقيمى حاجى
بردن عضو و شاخه مزاحم و مضر است كه به حكم عقل، بايد آن را قطع كرد و ناگفته پيداست كه تا كنون هيچكس به قطع شاخهها و اعضاى فاسد و مضر اعتراض نكرده است. (٥٥)
به اين مطلب در قرآن و روايات اشاره شده است همانگونه كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد :
{و لَكُمْ في الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ } ؛ (٥٦)
براى شما در قصاص حيات است، اى صاحبان انديشه وخرد .
اين حكم ضامن حيات جامعه است؛ زيرا اگر حكم قصاص به هيچ وجه وجود نداشت و افراد سنگدل احساس امنيت مىكردند، جان مردم بىگناه به خطر مىافتاد ؛زيرا اينگونه اشخاص، عضو فاسد اجتماعند و اگر قطع نشوند به ديگران سرايت مىكند و چه بسا صدها نفر افراد قاتل و جانى پيدا شده و جان افراد اجتماع در معرض خطر آنان قرار مىگيرد. ولى اگر چنين عضوى قطع گردد از سرايت به ساير اعضا جلوگيرى مىشود. بنابراين كسانى كه گمان كرده اند قصاص موجب ازدياد مرگ است ـ زيرا يك فرد كشته شده و با قصاص، فرد ديگرى هم كشته مىشود ـ اشتباه كردهاند؛ زيرا نتيجهاى را كه از كشتن آن يك نفر عايد اجتماع مىشود در نظر نگرفتهاند. از سوى ديگر به سبب لزوم تساوى و برابرى، جلوى قتلهاى پى در پى را مىگيرد و به سنتهاى جاهلى كه گاهى يك قتل، باعث چند قتل مىشد پايان مىدهد و از اين راه نيز مايه حيات جامعه است. (٥٧)
علامه طباطبايى(ره) در ذيل آيه فوق، اذعان مىكند كه اين آيه به حكمت تشريع قصاص اشاره دارد كه هر چند عفو، تخفيف و رحمتى نسبت به قاتل است ـ و رحمت يكى از فضائل انسانى است ولى مصلحت عمومى، تنها با قصاص تأمين مىشود. قصاص است كه حيات را ضمانت مىكند، نه عفو كردن و ديه گرفتن و نه هيچ چيز ديگر و اين
(٥٥)ترجمه تفسير الميزان، ج١، ص ٦٦٤؛ تفسير نمونه، ج١، ص ٦٠٩ .
(٥٦) بقره، آيه ١٧٩ .
(٥٧)تفسير نمونه، ج١، ص ٦٠٦ ؛ مفاتيح الغيب(التفسير الكبير)، ج ٢، ص ٢٢٩.