فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
{ أيّها الناس إنّما بغيكم على أنفسكم } و قال: {فمن نكث فإنّما ينكُث على نفسه } و قال: {ولايحيق المكر السيّيء إلاّ بأهله } و قد بغيا عليّ و نكثا بيعتي و مكرا بي؛ (٢٥)
سه خصلت است كه در كتاب خدا بازگشت آنها را به خود مردم بيان كرده است: نافرمانى، عهد شكنى ، مكر. خداوند گفته است: «اى مردم نافرمانى شما به خودتان باز مىگردد» و گفته است «هركس پيمان شكنى كند در حقيقت عليه خود پيمان شكسته» و گفته است :«نيرنگ و حيله زشت جز دامن اهل خود را نخواهد گرفت». آن دو بر من طغيان كردند و بيعت را شكستند و با من حيله گرى كردند.
اين عبارات دليل بر آن است كه شكستن بيعت حرام بوده، موجب عقاب بر شكننده عهد خواهد شد و مراد آيه شريفه نيز همين است. اين همان نكتهاى است كه پيشتر بيان كرديم مبنى بر دلالت آيه شريفه بر وجوب وفاى به بيعت در صورتى كه با كسى بيعت شده باشد كه اهليت آن را داشته باشد.
بعد از نقل تمام اين مطالب، روشن شد كه آيه دوم هم هيچ دلالتى بر خلاف ادله ولايت ندارد.
آيه سوم:
{يا أيّها النبي إذا جاءك المؤمنات يُبايِعنك على أن لا يشركن باللّه شيئاً ولا يسرقن و لايزنين ولايقتلن اولادهن ولايأتين ببهتانٍ يفترينه بين أيديهنّ و أرجلهنّ ولايعصينك في معروف فبايعهنّ واستغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفورٌ رحيم } ؛ (٢٦)
اى پيامبر هنگامى كه زنان با ايمان به نزد تو آيند تا با تو پيمان بندند كه چيزى را شريك خداوند قرار ندهند، دزدى نكنند، زنا نكنند، فرزندان خويش را نكشند،
(٢٥) تفسير القمّي، ج٢، ص٢١٠؛ تمام نهج البلاغه، نامه ٧٥، ص ٨٨٦ ـ ٨٨٧؛ كنزالدقائق، ج٩، ص٥٤٦.
(٢٦) ممتحنه، آيه ١٢.