فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
سوگند امروز چيزى را ديدم كه گمان نمىكردم آن را ببينم و آن اين كه گروهى از هدايت رسول خدا(ص) سرپيچيدند، سپس گفت: خدايا جان مرا بگير. (٣٩)
اينها برخى از رواياتى بود كه براى وجوب روزه نگرفتن در سفر، به آنها استدلال شده است، همه اين روايات را به طور كامل در كتاب خود تحت عنوان «البدعة» آوردهايم، خوانندگانى را كه خواهان تحقيق مفصل هستند، به آنجا ارجاع مىدهيم.
ادله جواز روزه گرفتن در سفر
رواياتى وجود دارد كه به آنها براى جواز روزه گرفتن و تخيير مكلف بين افطار و روزه در سفر، تمسك شده است. قبل از ورود در اين مسأله توجه خوانندگان را به سه نكته كه دقت در آنها مراد از اين روايات را روشن مىكند، جلب مىكنيم:
١ ـ بحث ما در باره حكم روزه ماه رمضان در سفر است كه آيا روزه نگرفتن مسافر در اين ماه واجب است يا جايز؟ اما روزه مسافر در غير ماه رمضان از موضوع بحث ما خارج است.
٢ ـ پيامبر(ص) در سال فتح مكه ـ يعنى سال هشتم هجرى ـ دستور دادند كه مردم در سفر افطار كنند و قبل از آن، حكم مسأله، جواز بوده است. بنابراين اگر قرار است به حديثى در مورد جواز روزه نگرفتن در سفر، استناد شود، بايد به حديثى استناد شود كه پس از سال فتح مكه وارد شده باشد، زيرا جواز روزه نگرفتن، قبل از واقعه فتح مكه، مورد مناقشه و بحث نيست.
٣ ـ بر فرض كه اين روايات بر تخيير مكلف دلالت داشته باشند، با رواياتى كه مكلفين را به روزه نگرفتن امر مىكنند، معارضه خواهند كرد كه در اين صورت بايد به مرجحات مراجعه شود، آن روايتى كه موافق قرآن است، حجت خواهد بود و آنكه مخالف قرآن است حجت نخواهد بود.
اينك با توجه به اين سه نكته به بررسى روايات دال بر جواز مىپردازيم. اين روايات، سه دسته هستند:
الف: رواياتى كه صراحت در ماه رمضان ندارد
١ ـ بخارى از عايشه نقل كرده كه حمزة بن عمرو اسلمى به پيامبر(ص) عرض كرد:
(٣٩) سنن ابى داوود، ج٢، ص٣١٩، حديث ٢٤١٣ .