فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
است كه اگر موضوع حكم پيامبر(ص) روزه حرجى بود، بايد بر اين مسأله تأكيد مىكرد و مىفرمود: روزهاى كه با مشقت باشد، برّ محسوب نمىشود يا به اين استناد مىكرد كه: «و ما جعل عليكم في الدين من حرج؛ خداوند در دين مشقتى براى شما قرار نداده است».
ابن حزم مىگويد:
اگر كسى بگويد: منع از روزه در مورد افرادى است كه وضعيت آن مرد را داشته باشند، در جواب مىگوييم: اين سخن باطل است و جايز نيست؛ زيرا همچنان كه در سفر حرام است كسى در اين وضعيت روزه بگيرد، در حَضَر هم حرام است. بنابراين، اينكه مىبينيم پيامبر(ص) منع از روزه را به مسافر اختصاص داده است ادعاى منع به واسطه اضطرار را كه به دروغ به پيامبر نسبت دادهاند، باطل مىسازد و بايستى كلام پيامبر(ص) را با همان عموميتش عمل كرد. (٣٤)
٢ ـ مسلم از جابربن عبداللّه انصارى نقل كرده است:
انّ رسول اللّه(ص) خرج عام الفتح إلى مكّة في رمضان فصام حتى بلغ كراع الغميم فصام الناس، ثمّ دعا بقدح من ماء فرفعه حتى نظر الناس إليه ثمّ شرب، فقيل له بعد ذلك: انّ بعض الناس قد صام؟ فقال: «أولئك العصاة، أولئك العصاة»؛ (٣٥)
رسول خدا(ص) در سال فتح مكه از مدينه به قصد مكه خارج شد، روزه بود تا به كراع الغميم رسيد، مردم هم روزه بودند. آنگاه پيامبر(ص) پيالهاى آب طلب كرد آن را بالا برد تا مردم ببينند، سپس آب را نوشيد، به پيامبر گفته شد: گروهى هنوز روزهاند؟ فرمود: آنان عصيانگرند، آنان عصيانگرند.
و مراد از عصيان، مخالفت كردن با دستور رسول خداست كه خداوند فرموده است:
و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلالاً مبيناً؛ (٣٦)
هركس نافرمانى خدا و رسول او كند، دانسته به گمراهى سختى افتاده است.
(٣٤) المحلّى، ج٦، ص٢٥٤.
(٣٥) شرح صحيح مسلم نووى، ج٧، ص٢٣٢.
(٣٦) احزاب، آيه ٣٦.