فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
گرفتن و روزه نگرفتن، رد كردهاند. شيخ طوسى مىگويد:
اين آيه دلالت دارد كه مسافر و بيمار نبايستى روزه بگيرند؛ زيرا خداوند، قضاى روزه را به طور مطلق براى آنها واجب كرده است. هر فقيهى كه قضاى روزه را به سبب خود سفر و بيمارى واجب دانسته، روزه نگرفتن را واجب دانسته است...
چنانچه در آيه، عبارت «فافطر» را تقدير بگيرند، بر خلاف ظاهر آيه خواهد بود. عمربن خطاب به وجوب روزه نگرفتن در سفر فتوا داده است... . (١٩)
علامه طباطبايى در مورد آيه {فمن كان منكم مريضاً أو على سفرٍ فعدة من أيّام أُخر } گفته است:
«فاء» براى تفريع است و اين جمله بر عبارت: «كتب عليكم الصيام» و «معدودات» متفرع است يعنى روزه بر آنها واجب است.... قائلان به جواز، كلمهاى را در آيه در تقدير گرفته و چنين گفتهاند: تقدير اين است: كسى كه بيمار يا مسافر است، چنانچه افطار كند، بايستى روزهايى را كه افطار كرده در ايام ديگرى به جاى آورد.
اما اين قول باطل است؛ زيرا
اوّلاً: همچنان كه اديبان تصريح كردهاند، تقدير، خلاف ظاهر است و به جز در صورت وجود قرينه، نبايد به سراغ آن رفت و در اين آيه قرينهاى براى تقدير وجود ندارد.
ثانياً: بر فرض وجود تقدير نيز آيه دلالت بر جواز نمىكند؛ زيرا مقام، مقام تشريع است و نهايت چيزى كه از عبارت: «فمن كان مريضاً أو على سفر فافطر» استفاده مىشود، اين است كه افطار كردن، معصيت نيست، بلكه جايز به معناى اعم است؛ يعنى جوازى كه شامل وجوب، استحباب و اباحه است، اما اينكه افطار كردن جايز به معناى اخص يعنى اباحه باشد، قطعاً از اين آيه استفاده نمىشود، بلكه دليلى خلاف آن وجود دارد؛ زيرا واضح است بناى كلام بر عدم بيان آنچه بيانش در مقام تشريع واجب است، شايسته شارع حكيم نيست. (٢٠)
(١٩) التبيان فى تفسير القرآن، ج٢، ص١٥٠.
(٢٠) الميزان فى تفسير القرآن، ج٢، ص١١.