فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧١ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
أُخر؛ يعنى اگر افطار كرد، روزهاى ديگر را از ايام ديگر روزه بگيرد.
٢ ـ واحدى در كتاب بسيط آورده است: قضا كردن، با روزه نگرفتن واجب مىشود نه با بيمارى و سفر.
٣ ـ ابن داوود در سننش از هشام... روايت كرده كه: حمزه اسلمى از پيامبر(ص) مىپرسد كه: اى رسول خدا(ص) آيا درسفر روزه بگيرم؟ حضرت(ص) در پاسخ مىفرمايد: صم إن شئت و أفطر إن شئت؛ اگر خواستى روزه بگير و اگر خواستى افطار كن. (١٥)
نقد ادله:
ايراد دليل اوّل اين است كه تقدير گرفتن، بر خلاف ظاهر است و دليلى براى تقدير آن كلمه، جز تطبيق آيه بر مذهب فقهى ، وجود ندارد.
ايراد دليل دوم اين است كه اين سخن ادعايى است بدون دليل. ظاهر آيه و رواياتى كه بعدها خواهد آمد، نشان مىدهند كه سفر با روزه قابل جمع نيست، چه روزه نگيرد و چه بگيرد.
اما دليل سوم، به زودى در مورد آن سخن خواهيم گفت.
٢ ـ نويسنده تفسير «المنار» در تطبيق آيه مورد نظر با مذهب جمهور اهل سنت گفته است:
معناى آيه {فمن كان منكم مريضاً أو على سفرٍ فعدة من أيّام أُخر } اين است كه اگر بيمار يا مسافر بود و روزه نگرفت، بايستى روزهايى را كه روزه نگرفته، در ايامى ديگر روزه بگيرد. بنابراين چنين فردى ـ اگر روزه نگرفت ـ بايستى به تعداد روزهايى كه روزه نگرفته، قضا كند. (١٦)
چون صاحب المنار مىدانسته كه آيه بر لزوم روزه نگرفتن و وجوب روزه گرفتن در ايامى ديگر براى بيمار و مسافر دلالت دارد، از اين رو كوشش كرده تا عبارت :«إذا افطر»
(١٥) التفسير الكبير، ج٥، ص٧٤ و ٧٦.
(١٦) تفسير المنار، ج٢، ص١٥٠.