فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٠ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
ملاحظه شود، جمله: «بيمار و مسافر نبايستى در حال بيمارى و سفر، روزه بگيرند» كجا و اين جمله او كه: «بيمار و مسافر را در اين زمينه آزاد گذاشته» كجا؟! تعبير اوّل، تعبيرى از ظهور آيه است كه نا خود آگاه بر قلم او جارى شده، بدون آنكه متوجه مذهب پيشوايى باشد كه از آن پيروى مىكند و جمله دوم، جملهاى است كه(بدون توجه به آنچه در صفحه قبل گفته) براى تأييد رأى پيشواى مذهبش آورده است.
برخى ديگر از مفسرين، چون دريافتهاند كه آيه در لزوم روزه نگرفتن بيمار و مسافر در ماه رمضان و روزه گرفتن روزهاى ديگرى به جاى روزهايى كه روزه نگرفته، ظهور دارد، كوشش كردهاند تا آيه را بر فتواى «ترخيص مكلف» تطبيق دهند، از اين رو پس از عبارت: «أو على سفرٍ»، واژه «فأفطر» را در تقدير گرفته و گفتهاند مفاد آيه اين است: «اگر اين افراد ـ بيمار و مسافر ـ روزه نگرفتند، روزهاى ديگرى را روزه بگيرند». گويى بر اين افراد نيز روزه ماه رمضان واجب است اما در روزه گرفتن يا روزه نگرفتن مختارند، ولى چنانچه روزه نگرفتند، بايد به تعداد آن روزها در ماههاى ديگر روزه بگيرند واگر روزه گرفتند، چيزى بر آنها نيست. اين تقدير گرفتن براى تفسير آيه نبوده و علتى جز تطبيق آيه با ديدگاه مذهب خويش، نداشته است. اينك نمونههايى از عبارات مفسران:
١ ـ امام فخر رازى از جمله افرادى است كه دليل قائلان به وجوب روزه نگرفتن را نقل كرده است، اما با اين حال، ديدگاه ديگرى را انتخاب كرده و دليلش يا اين است كه عبارت «فافطر» در تقدير است و يا اينكه قضاى روزه با روزه نگرفتن واجب مىشود نه با بيمارى و سفر.
او چنين مىگويد:
گروهى از دانشمندان صحابه معتقدند كه بر بيمار و مسافر، روزه نگرفتن واجب است و بايد روزهاى ديگرى را روزه بگيرند. اين، قول ابن عباس و ابن عمر است.
اكثر فقها اعتقاد دارند كه روزه نگرفتن جايز است؛ يعنى اگر خواست روزه بگيرد و اگر خواست افطار كند. جمهور، براى رأى خود ادلهاى دارند، از جمله:
١ ـ در آيه، كلمه «افطر» پنهان است و تقدير آيه چنين است: فأفطر فعدّة من ايام